یـ ـک آدمـ ـ
دلم میخاد برم توی توالت بشینم تا صب / هیشکی رو نبینم / تنها جایی که ارامش میده بهم
یـ ـک آدمـ ـ
بابا بخدا جای من اینجا نیست / من یه بیمار روانی ام / باید سر جای خودم باشم / اه چرا نمیخایید بفهمید
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی میخام به ساتور بسپارمش / از بیخ ِ بیخ بزنه بکنه
یـ ـک آدمـ ـ
اه بازم دردش شروع شد / تیر میکشه از نوک انگشتام تا شونم
یـ ـک آدمـ ـ
کمتر رو مخ من باشین / کمتر 25 کاری کنین رو اعصاب من / با شمام / اهل خونه
یـ ـک آدمـ ـ
سلااام / من اومدم / خسته ام و ناخوسته
یـ ـک آدمـ ـ
از اونجا که آبانی همیشه خاص بوده / اکثر مردم شخصیتش ُ بیان کردن / حتا مردادی و تیری و شهریوری و مهری و .... / حالا هی میخایی در یه مورد بگی خب این ذات و طبیعت منه / میگن همه نمیدونم چرا این روزا اینطورین / خو مرتیکه من به تو چی بگم
یـ ـک آدمـ ـ
هرگز از مرگ نهراسيده ام / اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود /// شاملو
یـ ـک آدمـ ـ
کهکشانها کو زمینم؟ / زمین کو وطنم؟ / وطن کو خانه ام؟ / خانه کو مادرم؟ / مادر کو کبوترانه ام؟ / ...معنای این همه سکوت چیست؟ / من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟ / کاش هرگزآن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم / کاش! ///// حسین پناهی