یـ ـک آدمـ ـ
امروز تو راه برگشت از خانه ترانه به خانه خودم توی تاکسی یه دختر چادری نشسته بود جلو به راننده گفت میشه موسیقی رو خاموش کنید / مام گفتیم پس میخاد با تلفن بحرفه / بعد مدتی روشن کرد راننده با گفت میشه ببندید / بعد راننده گفت چشم بله میشه / رادیو روشن کرد رادیو موزیک داشت / گفت خاهش کردم که روشن نکنید / گفت بابا اینکه دیگه رادیوه موزیکش هم مجازه / گفت قرآن گفته موسیقی به کل حرامه / بعد بحث ِ یه ساعت شروع شد که حتا به یاد آوردن حرفاش هم تهوع آوره / همچین ادمایی دیگران رو از اسلام زده میکنه / یه ادم منجمد که هر چقد بحث کردم باهاش حرف حرف خودش بود / اسلام به نظر من گفته اون چیزی که باعث تحریک شه گناه هستش / ولی حالا این هی میگفت هر موسیقی حرامه / سرتون ُ درد نیارم ینی اصن میخاستم یا خودم ُ بکوشم یا اون ُ/ اه اه اههه / بابا خانوم محترم وقتی اصن به حرفی که آگاهی نداری چرا نظر میدی / هی استاد استاد میزد / استادشون توی حسینیه ارشاد جلسه داشت / ینی من برم اونجا با این مغز منجمدشون قتل عام میکنن من ُ / بابا به والله ما هم قران اسلام خدا رو قبول داریم / ولی اسلام اینا رو که شما میگید رو نمیگفت ..
یـ ـک آدمـ ـ
من چقد دلم کیک میخاد : ( / سلاااااام
یـ ـک آدمـ ـ
امروز بازم حرفیدیم / مامان به ظاهر خوب بود / بابا هم مث بچه ها باز لج کرده / میگم بیا بریم دکتر اول دندونات / بعد سرت / بعد پات / میگه برو بابا درد من با اینا حل نمیشه / میگم پاشو بیا ئه / میگه به تو چه : | / من که میدونم خوب نیست / سخته دیدن گریه های یک مرد / شب تو توی اطاقت بیدار باشی و بشنوی که از درد پدرت توی حیاط اشک میریزه سخته اه اه / من بهش افتخار میکنم ...
یـ ـک آدمـ ـ
سلااام / به قول علیرضا آذر / توی این شهر خالی از مردم / یک نفر داشت کودتا می کرد /// پرم از خستگی / خستگی بعد ِ رو کردن کودتا
یـ ـک آدمـ ـ
مائیم و می و مطرب و این کنج خراب / هم ما هست هم مطرب هم کنج خراب / الان نشستم منتظر می هستم / ولی انگار رسیدنی نیست / شما دعا کنید برسه
یـ ـک آدمـ ـ
تا برسه من مُردم / چرا نیماد / اه لامسب زود برس
یـ ـک آدمـ ـ
نه دوایی است نه درمانی در این چهار ضلعی / تنها درد است و اشک بر تن / کدام باد نشانی ام را / از دستانت ربود مرگ ؟
یـ ـک آدمـ ـ
بیمار خنده های توام بیشتر بخند / فریدون مشیری
یـ ـک آدمـ ـ
دل تنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست / وحشی بافقی
یـ ـک آدمـ ـ
این خوبه / وقتی توی باتلاق درد داری دست و پا میزنی / وقتی بریدی و خسته ای دیگه / وقتی فراری هستی از هست و بود / یکی زنگ بزنه بگه دارم میام با یه شیشه / بهش بگی بدو تو رو خدااا بدو / د ِلامسب برس
یـ ـک آدمـ ـ
خسته از بودن بودن بودن ...
یـ ـک آدمـ ـ
مردم از هر چیزی سخن می گویند / به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند / ژان پل سارتر
یه جمله هم هست شهریار میگه در مورد این جور افراد :
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 19 ساعت و 8 دقيقه قبلآنچه دین در قرن ها کافر مسلمان کرده بود
این حریفان جمله را یک روزه کافر می کنند ..
مرسی مرسی ارتنوس
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 19 ساعت و 7 دقيقه قبلافرین
ساغول آرتنوس
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 19 ساعت و 6 دقيقه قبلای کاش چشممون ُ رو اینطور آدما ببندیمو اسلام رو بشناسیم. .ای کاش
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبلکاش اینطور ادما به راه راست هدایت شن
13 سال و 5 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 10 دقيقه قبل