یـ ـک آدمـ ـ
همه زمزمه کردند / وسوسه دارد بی آواتاری
یـ ـک آدمـ ـ
ما را سفری فتاد بیما / آن جا دل ما گشاد بیما / آن مه که ز ما نهان همیشد / رخ بر رخ ما نهاد بیما / چون در غم دوست جان بدادیم / ما را غم او بزاد بیما / ماییم همیشه مست بیمی / ماییم همیشه شاد بیما / ما را مکنید یاد هرگز / ما خود هستیم یاد بیما / بی ما شدهایم شاد گوییم / ای ما که همیشه باد بیما / درها همه بسته بود بر ما / بگشود چو راه داد بیما / با ما دل کیقباد بندهست / بندهست چو کیقباد بیما / ماییم ز نیک و بد رهیده / از طاعت و از فساد بیما /// مولوی
یـ ـک آدمـ ـ
گوش کن مولانا چی میگه /// گیرم این خربندگان خود بار سرگین میکشند / این سواران باز میمانند از میدان چرا
یـ ـک آدمـ ـ
خیال ما هنوز خام / نچینید از ذهنمان
یـ ـک آدمـ ـ
باور کنید مهم نیست باور کنید / شاید بگید به رو نمی اره / ولی مهم نیست / حالا اونایی که من ُ از نزدیک ِ نزدیک میشناسن میدونن که همیشه دو قدم جلوتر رو دیدم / من امروز رو دیده بودم / حتا به خودش هم گفته بودم / ولی باور نمی کرد / وقتی روز های بعدت رو مث یه تصویر متحرک جلوی چشت ببینی / دیگه واست سخت نیست / دیگه تحمل نمی خاد / چون قبلن هضم کردیش / گفتی به خودت که یه روزی این اتفاق می افته / پس باور کنید میدونستم / شاید مهم نیست واژه درست و ملموسی نباشه / ولی باور کنید سخت نیست / باور کنید / حالا باور هم نکنید مهم نیست / چون خودم باور کردم / به یقین هم رسیدم
یـ ـک آدمـ ـ
دست کدوم غزل بدم / نبض دل عاشقم ُ
یـ ـک آدمـ ـ
کجای این جنگل شب / پنهون میشی خورشیدکم / پشت کدوم سد سکوت / پر می کشی چکاوکم / چرا به من شک می کنی / من که منم برای تو / لبریزم از عشق تو و / سرشارم از هوای تو /// ایرج جنتی عطایی بزرگ