یـ ـک آدمـ ـ
من مردی را دیدم که گرسنه مرد
یـ ـک آدمـ ـ
بغلم تنگ میشود / از ازدحام واژه ها
یـ ـک آدمـ ـ
یائسگی واژه هایم را لمس کن
یـ ـک آدمـ ـ
باورم از حجم نبودن هایت / درد میکند
یـ ـک آدمـ ـ
من از تمام دنیا طلب کارم / داشتنت را
یـ ـک آدمـ ـ
دیشب / بعد خیلی زمان های زیاد اتفاقاتی تکرار شد / پدرم کشته شد / سر سفره سحر نگاهم به پدرم میخ شد / چشمانم پر شد / دیشب سحری تمام نمیشد / تا کابوس ها بخواب روند / خدا دیشب ها را تکرار نکن / من پدرم را از تو میخواهم
یـ ـک آدمـ ـ
دست هایم را خالق میکنم / و واژه ها را برای سوزاندن دل ها میچینم
یـ ـک آدمـ ـ
داشتنت یک خواهش شبانه بود برای چشم هایت
یـ ـک آدمـ ـ
بوی گند استفراغی بلند شده است / واژه ها را از دستانم عق می زنم
یـ ـک آدمـ ـ
دیشب از درد پدرم را خاک کردم
ممنونت برم

14 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 53 دقيقه قبلصاحبش قابل داره و اینا
ها خ ُ زود باش برو عامو : دددی
14 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبلاینم حرفیه : دددددددددددددددددی
نمیرم


14 سال و 1 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبلدوباره با شکلکا قهر کردی؟
آشتی نبودیم که دوباره هم قهر کنیم
14 سال و 1 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 18 دقيقه قبلعجب
14 سال و 1 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 44 دقيقه قبل