خ : منظورم دیوونه ها
د : اتفاقا شما به ظاهر عاقلا تنهایید . اونقدر که واسه خودتون هم سوال شده که تنهاییم یا نه ؟ ... ما همدیگر رو داریم ... ما دیوونه ها یک درد مشترکیم که همدیگر رو درک هم میکنیم
خ : از اینکه بهت میگن دیوونه ناراحت نمیشی ؟
د : چرا باید بشم ؟
خ : خوب یک نوع توهین تلقی میشه ... یک نوع توهین که شما رو از انسانیت دو میکند ... البته من این ُ قبول ندارم
د : پاش بیفته تو زود تر از دیگران بلندگو رو ورمیداری و من ُ دیوانه صدا میکنی ... بهتر که از انسانیت دور میشوم ... وقتی که انسایتی که شما معنا کردین بوی مرداب رو میده دور باشی خوب میتونی نفس بکشی
خ : ولی واسه تو توی ِ این دنیا جایگاهی تعیین نشده که نفس هم بتونی بکشی
د : جایگاه من رو تو تعیین میکنی ؟
خ : تو به هیچ درد این دنیا نخوردی ... جز اینکه گوشه گیری رو انتخاب کنی ... با این اوصاف دنیا هیچ جایگاهی رو واست تعریف نمیکند
د : اگه امثال شما اجازه بدهد ما هم دنیا رو میخوریم
خ : هه
من هنوز هم با این گوشه گیریم اونقدر جایگاه بلندی دارم که واست مجسم نمیشه
خ : من چیزی نمیبینم
د : کمی به اطرافت خوب نگاه کنی میبینی
اگر من نبودم این دکتر و پرستار . نگهبان و ... باید تو خونه سماغ میمکیدن
اگر من نبودم شاید کارگر شب رو با شکم گشنه می خوابید ... مهندس دغدغه اش یک پروژه بزرگ بود
تو چی ؟ روزی قلمت رو بزاری کنار آروم آروم از دنیا کنار گذاشته میشی
اگر من نبودم تو هم الان اینجا نبودی
تو و بقیه آدما مدیون من هستید که راه نون رو با هونه تون آشنا کردم
راستی رفیق
شما مدیون او هستید که از من دیوانه ای ساخت به قامت حجم های نبودنش
خ : تو چقدر تلخی
د : حرف های مفت یک دیوانه تلخ است / همیشه
خ : تو واقعا دیوانه ای
"راستی رفیق
شما مدیون او هستید که از من دیوانه ای ساخت به قامت حجم های نبودنش
خ : تو چقدر تلخی
د : حرف های مفت یک دیوانه تلخ است / همیشه
خ : تو واقعا دیوانه ای"
با اینکه به قول خودت به ویرایش نیاز داره /خیلی قشنگ بود
این قسمت آخرش رو بیشتر دوست میداشتم : )
مرسی
+2
14 سال و 1 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 40 دقيقه قبل: )
14 سال و 1 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 44 دقيقه قبل