دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرد رهگذر

این نوشته ها، نتیجۀ فعل و انفعلات نورون های مغزی ام همراه با چاشنی روح و احساسه! .. اگه نباشه منبع... درباره »
مرد رهگذر
امتیاز: 596

دنبال‌شدگان

(62 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(133 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

مرد رهگذر
مرد رهگذر

قطعه «ماه ی» را که دیشب به من دادی، به آسمان دادم .. خورشید شد! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر

یادت نشت کرده باز.. از بایگانی ذهن.. در نهان خانۀ دل...

مرد رهگذر
مرد رهگذر

... پدر گفت: «نمی دانم این به کی رفته. هر چه فکر می کنم می بینم ما در ایل و تبارمان این جور آدم نداریم. نه قیافه اش، نه رفتارش.» .. مادر گفت: «تو کاشته ای و من زاییده ام.» .. پدر گفت: «ای کاش نمی کاشتم و ای کاش نمی زاییدیش!» ... (سمفونی مردگان)

مرد رهگذر
مرد رهگذر

بدوز چشمان نیمه بازت را به چشمانم.. که سخت «مستی» را تشنه اند! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در رو مخ ..

«کار»ت با آب باشه و مجبور باشی با آب کار کنی، «اگزما» هم بگیری!

مرد رهگذر
مرد رهگذر

طوفان یادت، طومار لحظه هایم را در هم پیچیده.. بیا و مرا به خلوت مستی ببر.. بیا که پیاله ها بی قرارند...

مرد رهگذر
مرد رهگذر

در باتلاق عشقت.. ذره ذره فرو می رود پایم.. ذره ذره رشد می کند تنم! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در سلام

س ل ا م ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در سلام

Hi, After a while!

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در رو مخ ..

بررسی منابع!

مرد رهگذر
مرد رهگذر

دنبالر، جایی برای «جمع» بستن «خلوت» ها! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در رو مخ ..

مسنجرت روشن باشه.. اینترنت بازی در بیاره و قطع و وصل بشه.. تو این قطع و وصلی اینترنت، آی پی ت تغییر کنه.. یاهو احساس کنه که کس دیگه ای داره از اکانتت استفاده می کنه و اجازه لاگین نده، مگر با جواب دادن به «پرسش امنیتی» که روز اول ساخت آی دی ت انتخاب کرده بودی.. و تو هر چی زور می زنی جوابش یادت نمیاد..

مرد رهگذر
مرد رهگذر

حد خستگی ام میل می کند به منفی بی نهایت! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر
در سلام

ســ لــ ا مــ ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر

... اورسولا گفت: «ما از اینجا نمی رویم. همین جا می مانیم، چون در اینجا صاحب فرزند شده ایم.» او گفت: «اما هنوز مرده ای در اینجا نداریم. وقتی کسی مرده ای زیر خاک ندارد، به آن خاک تعلق ندارد.» اورسولا با لحنی آرام و مصمم گفت: «اگر قرار باشد من بمیرم تا بقیه در اینجا بمانند، خواهم مرد!» ... (صد سال تنهایی)