مرد رهگذر
سلامٌ علیک ای جفا پیشه یار ... کجایی و چون داری احوال کار ---> ادامه
مرد رهگذر
اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند ... که جور قاعده باشد که بر غلام کنند (سعدی) @ ادامه --->
مرد رهگذر
با عرض پوزش از هواداران میلیونیش (!): این پسره «احسان علیخانی و برنامه ش»! ... (و البته سایر دوستان سوء استفاده کننده از احساسات ملت!)
مرد رهگذر
نوک انگشتام سوخت .. بس که سوز دلمو تا نزدیک کیبورد آوردم .. و تایپ نکرده برگردوندم! ...
مرد رهگذر
رد سوزن عُرف روی لب های دوخته ام: «هر لحظه با توام!» ...