دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن آتش سوزنده که عشقش لقبست ... در پیکر کفر و دین چو سوزنده تبست ... ایمان دگر و کیش محبت دگرست ... پیغمبر عشق نه عجم نه عربست ... ! » ابوسعید ابوالخیر »

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد نَبِىِّ رَحْمَتِكَ، وَكَلِمَةِ نُورِكَ، وَاَنْ تَمْلاَ قَلْبى نُورَ الْيَقينِ، وَصَدْرى نُورَ الاْيمانِ، وَفِكْرى نُورَ النِّيّاتِ، وَعَزْمى نُورَ الْعِلْم ... خدایا از تو خواهم که درود فرستى بر محمد پیامبر رحمتت‏ و کلمه نورت و دیگر آنکه پرکنى دل مرا با نور یقین و سینه ‏ام را با نور ایمان‏ و اندیشه ‏ام را با نور تصمیمها و اراده ‏ام را با نور علم...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ‏ ... آمرزش میخواهم از خدا معبودى جز او نيست‏ بخشنده مهربان زنده به خود پاينده و به سوى او باز میگردم.

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست ... در پیش عنایت تو یک برگ گیاست ... هرچند گناه ماست کشتی کشتی ... غم نیست که رحمت تو دریا دریاست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید / از کجا باید گذر کرد تا به قلب مهربانی ها رسید ؟ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آب جگرم به آتش غم برخاست ... سوز جگرم فزود تا صبر بکاست ... هرچند جگر به صبر می‌ماند راست ... صبر از جگر سوخته چون شاید خواست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم / عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ... یادگاری که در این گنبد دوار بماند ... همراهان ... یا حق !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اگر مردن سزای عاشقان است ... برای مردنم هر شب دعا کن ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست ... جنت اثری زین دل گنجینهٔ ماست ... فارغ ز بهشت و دوزخ ای دل خوش باش ... با درد و غمش که یار دیرینهٔ ماست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم ... ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست ... دریا اثری ز اشک آلودهٔ ماست ... دوزخ شرری ز رنج بیهودهٔ ماست ... فردوس دمی ز وقت آسودهٔ ماست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم / بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم ... !