دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آینه از دست باربران افتاد ... و چهره تو که در آینه جا مانده بود تکه تکه شد ... چشمت را دختر همسایه برداشت و فرار کرد ... ما در اثاث کشی تو را از دست دادیم ... !/ [رسول یونان]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در دفتر طبیب خِرَد باب عشق نیست / ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس / ما قصهٔ سکندر و دارا نخوانده‌ایم / از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرُس ... !/ [حضرت عشق]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو فکر می‌کنی زندگی چند بار اتفاق می‌افتد ؟ ... و تو فکر می‌کنی يک سيب چند بار می‌افتد تا نيوتن به سيب گاز بزند و بفهمد چه شيرين می‌بود اگر می‌توانستيم به آسمان سقوط کنيم ؟ ... چند بار ؟ ... راستی دريای دست‌هات آبی زمينی است ؟ ... می‌دانی سياه هم که باشد، روشنی زندگی من است ... و تو فکر می‌کنی من چند بار به دامن تو می‌افتم ؟ ... !/ [عباس معروفی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کُناد / بر یکی سنگین‌ دلِ نامهربان چون خویشتن / تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کِشی /چون به هجر اندر به پیچی پس بدانی قدر من ... !/ [رابعه بنت کعب قزداری]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است ... سلیس و ساده بگویم: دلــــــم گرفته برایت ... !/ [حسین منزوی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو ... بی آنکه خدا بخواهد رفته ای ... بمیرم! ... چقدر حالِ خــُدا بد است ... !/ [آبا عابدین]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آفتاب را دوست دارم، به خاطر پیراهنت روی طناب رخت ... باران را، اگر که می بارد برچترآبی تو ... وچون تو نماز می‌خوانی، من خداپرست شده ام ... !/ [بیژن نجدی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با تو زیر بارانم! ... چتر برای چه؟ ... خیال که خیس نمی شود ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش‌ها گر کُنَد خار مغیلان غم مخور ... !/ [حافظ]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم / چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم / به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور / به همان سبز صمیمی، به همبن باغ بلور / به همان سایه، همان وهم، همان تصویری / که سراغش ز غزلهای خودم می‌گیری ... !/ [بهروز یاسمی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در دلم «قد قامتِ» عشقت قیامت می‌کند / قصه‌ام را «بشنو از نی چون حکایت می‌کند» / باز هم حس می‌کنم حوض دلم دریا شده‌است / مثل این که «یا علی» هایم صد و ده تا شده است ... !/ [قاسم صرافان]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما بال‌هایمان را بهِ بادِ "زمان" دادیم، می‌بینی؟ ... ما قرار بود فرشته باشیم، "تو" بی‌گناه بودی "من" بی‌گناه ... "زمان" امّا دست بر گلو می‌گذارد، می‌گوید: زندگی را و زمین را چه به این حرفها!؟ چه به این، بال‌ها!؟ چه غلط‌ها! ... ما بال‌هایمان را به "زمان" باج دادیم، تا "زندگی" کنیم ... !/ [مهدیه لطیفی]

این ارسال را بازنشر کرده است.