دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اشک ... "مسافر مشترک" تمام انسان هاست ... که یا راهی ی "خاطرات نیامده" اند ... یا برای "نیامدن خاطرات" راهی می شوند ... مسافرانی که بی بلیط تقاضای هاشور خوردن حضور را دارند ... !/ [امیر افسریان]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن‌جا که تويي ، يک دل ديوانه نبينی / تا گريد و گرياند از آن گريه ، تو را هم / اين‌جا که منم بس که دورويی و دورنگيی ست / گريند به بدبختی خود ، اهل ريا هم ... !/ [معینی کرمانشاهی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه دریایی چه طوفانی، که من در پیچ و تاب آن / به زورقهای صاحب کُشته ی سرگشته می مانم / کجا تا گویدم برچین و تا کی گویدم برخیز / به خوانِ اشک چشم و خون دل، عمریست مهمانم ... !/ [شهریار]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق رسوايی محض است كه حاشا نشود ... عاشقی با اگر و شايد و اما نشود ... !/ [محمد رسولی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نفسی داشتم و ناله و شیون کردم / بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم! / گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من / لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم ... !/ [شهریار]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

@✔ عـلـ[بابا]ــی ای که چون رخ مینمایی آفتاب آید برون...آنکه می گوید :صبوری کن،بهشت از آن ماست....هر کجا رخ مینمایی با شتاب آید برون...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تمام سهم من از تو ... آتشی‌ست که از دور گرمم می‌کند ... و هر بار نزدیک می‌شوم، پایم پس می‌کشد! ... حالا تو هی بگو، از سوختن می‌ترسی ... من می‌گویم از خاکستر شدن می‌ترسم ... !/ ["علیرضا باقی"]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بخت آن ندارم که یارم کند یاد من / حال من که گوید به صیاد من / گرچه شد به نیزار گرفتار به بیداد او / عاقبت رسد عشق به فریاد من ... !/ [فریدون مشیری]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هر چه کنی بکن، مکن ترکِ من ای نگار من / هر چه بری ببر، مـبر سنگدلی به کار من / هر چه روی برو، مرو راه خـلاف دوستی / هر چه زنی بزن، مزن طعنه به روزگار من ... !/ [شوریده شیرازی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه غم انگیز است، خفتن با چشم های باز ... و پایان اندیشه ها را نگریستن ... چه غم انگیز است خفتن، آنگاه که شب رفته است ... و از روز خبری نیست ... !/ [بیژن جلالی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با عقل، آب عشق به یک جو نمی‌رود / بیچاره من، که ساخته از آب و آتشم / پروانه را شکایتی از جور شمع نیست / عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم ... !/ [شهریار]

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضــــا
564170_167114010142838_594793188_n.jpg رضــــا

آدم‌ها با خاصِ خودشان به ‌ ما وارد میشوند ، و با خاصِ خودشان از زندگی‌ِ ما .. نه از زیاد باش ، نه از زیاد .. تا هستند .. به هر دلیلی‌ که .. به هر دلیلی‌ که .. را دوست داشته باش ، بی‌ هیچ دلیلی‌..... بی‌سبب ، همین بی‌ چونُ چراست ...

و 5 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سراغ مرا از هیچ نشانیِ آشنا نگیر ... باران که بیاید، کفش هایت روی یاد من سُر می‌خورند ... چترت را دست باد می‌بندد، و ماه گونه‌ات را می‌بوسد ... !/ [شیدا محمدی]

این ارسال را بازنشر کرده است.