ی جیرجیرک نمیدونم از کجا اومده تو خونمونالان 3 ساعته همینجور داره جیغ میزنه از ی طرف یاد دشت و صحرا و خونه های روستایی افتادم از یه طرفم دارم دیوونه میشم بس ک صدا میده
قربونت مرسی
اخ مهدیه همسایه مام داره خونشو میسازه هر روز صب کله سحر کارگرا میان شرو میکنن ب کار منو از خواب میندازن
حالا من 5-6 عصر بیدار میشما ولی خب بیدار میشم بعد میخوابم
از همین الان دارم با مامانم شرط میکنم اگه اینا بخوان باهم برن رستوران من بدون یاس نمیرملااقل سرمو به یاس گرم میکنم یا میبرم میچرخونمش چشمم به قیافه ی این پسره نخورهکلا وقتی میبینمش میخوام یا خودمو بکشم یا اونو
به مامانم میگم فردا میلادو راضی کن نتو شارژ کنه میگ من تا دوم سوم مهر عمرا بزارم شارژ کنه فردا باید بشینی اتاقتو مرتب کنی و کتاباتو جلد بگیری شبشم که ناهید میاد پیشت روز بعدشم که مدرسه ای بعدم باید عادت کنی به مدرسه تا حالا بعدشو ببینم چی میشه
خوبی ردیف آخر اینه ک هرکار بخوای میکنیمثلا خود من گوشیمو میبردم رمان میخوندم سرکلاس بعضی وقتا هم ک دیگ تحمل حرفای معلم سخت میشد گوشیمو میزاشتم زیر مغنعه رو شونه ی خودم یا دوستم سرمو هم میزاشتم روشُ اهنگ گوش میدادمبلوتوثامونم ک هی خاموش روشن میشد هی همه یادشون میفتاد از من اهنگ یا رمان بگیرن ااصن خیلی حال میداد گوشی وسط کتاب و صفه رمان رو گوشی بازیه وقتایی هم میشد سرتو میاوردی بالا میدیدی معلم تو 2 قدمیته ینی اون لحظه قلبمم میفتاد تو شلوارمبه بدبختی گوشیرو میزاشتم زیر پام و کتابُ میگرفتیم دستمون
من یه غلطی کردم به بابام گفتم من ساعت 7و نیم میرم مدرسه الان میگم من فردا میخوام 7 مدرسه باشم میگ نوچ خودت گفتی 7و نیم پس 7و نیم میریمدرک نمیکنه روز اول مهر میخوام برم پیش دوستامو این اولیارو یکم اذیت کنم