ینی این دخترداییم با روان آدم بازی میکنهمیگ مینا من شنبه میام خونتون میخوام بمونم پیشتمنم ب زور گفتم باشه بیابعد میگ حالا من بهت خبر میدمانگار من دعوتش کردمحالا منم امروز ساعت 6 و نیم صب خوابیدمهی از ساعت 11 بیدار میشدم با ی چشم گوشیمو نگا میکردم ک ببینم اس داده یا نهاخرشم گفتم ب درک خوابیدمحالا این همه منو اسکل کرده اتاق مرتب کنم و اینا اخرش نیومد
من نمیدونم این رگ شیرازی از کجا تو وجود من پیدا شده1ماه و نیمه من از مسافرت اومدم هنوز چمدونم گوشه اتاقمه حال ندارم خالیش کنمیا الان 2 هفتس میخوام خورشت قیمه درست کنم حال ندارماز زندگی افتادم
اغا ی سوال بد جور ذهن منو مشغول کردهحضرت نوح کجا زندگی میکرد ک همه نوع حیوونی اونجا بوده؟مثلا زرافه و پنگوئن و پانداک تو ی محیط زندگی نمیکردنشایدم سر راهش رفته قطب شمال و چین و افریقایا شایدم هماهنگ کرده ک مثلا فلان ساعت همه سر کانال سوئز باشین؟