احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
سوزد آن شمـع کـه پـروانـه بـود همـدم او مـا کـه پـروانـه نـداریـم چـرا سـوخـته ایم؟
احمد
ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت ای کاش یکی می آمد و غم ها را از قلب اهالی زمین بر می داشت...
احمد
توبه كردم كه به خوبان جهان دل ندهم، به هوايت به خدا توبه شكستم چه كنم/
احمد
قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست / وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست .
احمد
نفس را با تو میخواهم ، تو که از نسل گلهایی / سیاهی را نکن باور ، تو خود خورشید فردایی .
احمد
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس/ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس
احمد
توسط موبایل
این هم از یک عمر مستی کردنم سالها شبنم پرستی کردنم ای دلم زهر جدای را بخور چوب عمری با وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کردو رفت من که گفتم این پرستو رفتنیست من که گفتم این بهار افسردنیست آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکستو هم شکستم داد دل .
احمد
این روزها هوا خیلی غبار آلود اسـت؛ گرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد ! هنگامی گرگ را می شناسیـم؛ كه دریده شده ایم
احمد
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی …. وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی
احمد
می روم تا در میخانه کمی مست کنم/ جرعه بالا بزنم آنچه نبایست بکنم/ آنقدر مست که اندوه جهانم برود / استکان روی لبم باشد و جانم برود / برود هر که دلش خواست شکایت بکند/ شهر باید به من الکلی عادت بکند ...
احمد
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست گر در این خلوت بمیرم هیچ کسی آگاه نیست من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست
احمد
بیچاره عروسک دلش میخواست زار زار گریه کند اما خنده را بر لبانش دوخته بودند
احمد
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،
گلویم سوتکی باشد به دست کودک گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی دمگرم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را.
احمد
شعر خنده دار مخصوص جشن عروسی
بر شکم صابون زده آماده سازیدش قشنگ / معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید
تا مفصل توی آن جشن عزیز و باشکوه / با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید
البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها / پیش فامیل مقابل آبروداری کنید
موقع کادو خریدن چرب باشد کادوتان / پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید
هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر / هدیه را هم چرب تر از روی ناچاری کنید
گرم باید کرد مجلس را از این رو گاه گاه / چون بخاری بهر تنظیم دما کاری کنید
ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک / دست و پا را استفاده ، آن هم ابزاری کنید
البته هر چیز دارد مرز و اندازه ای / پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید
کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش / با موبایل خود مبادا فیلم برداری کنید
در نهایت مجلس مارا مزین با حضور / بی ادا و منت و هرگونه اطواری کنید.
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 14 روز و 49 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبل