احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
توسط موبایل
زنده باد؛اونی که،تورفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تارفیقش کم نیاره؛زنده باد دلی که هزاران بارشکست ولی شکستن بلدنیست؛زنده باداونیکه تو اوج مشکلات بجای اینکه ترک کنه درک میکنه؛زنده بادکسی که وقتی بردم گفت اون رفیقمه ووقتی که باختم گفت من رفیق اونم...
احمد
زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم کبریت های بی خطر از چین بیاوریم آورده ایم هرچه شما فکر می کنید چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم هرچند توی کشور ایران زیاد هست ما می رویم گورخر از چین بیاوریم آورده ایم ما نمک از ساحل غنا پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند زنبورهای کارگر از چین بیاوریم حالا که خشگلان همه رقاص گشته اند صد واجب است شافنر از چین بیاوریم خشکیده است پس بدهیدش به روسیه دریای خشگل خزر از چین بیاوریم تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع باید که دختر و پسر از چین بیاوریم حالا که نیست کار بزان پای کوفتن ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند باید گدا و در به در از چین بیاوریم گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم
احمد
درد و دل یک دختر
دختری هستم به سن سی و سه * فارغ از درس و کلاس و مدرسه
مدرک لیسانس دارم در زبان * دارم از خود خانه و جا و مکان
مرغم و خواهم زبهر خود خروس * مانده ام در حسرت تاج عروس
مبل و اسباب و لوازم هر چه هست * پنکه و سرویس خواب و فرش و تخت
هست موجود و جهازم کامل است * پول نقد و زانتیا هم شامل است
هرچه گوئی هست و تنها شوی نیست * برسرم گیسو و زلف و موی نیست
ترسم از بی شوهری گردم تلف * بر دهانم آید از اندوه کف
احمد
توسط پیامک
یاروبعدسی سال مو میکاره اسمش واسه حج واجب درمیاد
احمد
توسط پیامک
زندگی مثل آمپول تو باسنه.هرچی سفت سخت بگیری بیشتر دردت میاد.نخند شل کن!
احمد
هیییییییییی لوله گاز مردم از خوشی مردم از گردن کلفتی رنگشم ندیدم صب کی میخواد بیدار شه بره سر کار
احمد
مردم برای خوابیدن دیگری قصه میگویند ما قصه خود را میگوییم تا دیگران بیدار شوند
احمد
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت برمزارکهنه ام بود بگو این بینصیب خفته در خاک یه روزی عاشق دیوانه ام بود
احمد
چون نیست میسر كه زنم لب به لب یار
با یاد لبش بوسه زنم بر لب سیگار..........
احمد
وصیت میکنم وقتی که مردم به شهر عشق برخاکم سپارند به جای سنگ بر روی مزارم درخت بید مجنونی بکارند
احمد
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائمااز اشک شسته بود
برسنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود
برسنگ قبر من بنویسید کل عمر
پشت دری که باز نمیشد نشسته بود
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 40 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 22 ساعت و 56 دقيقه قبل