احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
چو رخت خویش بر بستم از این خاك همه گفتن با ما اشنا بود ولیكن كس ندانست این مسافر چه كفت و با كه گفت و از كجا بود
احمد
تا توانی به جهان با همه کس یار مشو
خویش را خار مکن لوتی بازار مشو
تکیه بر خلق مزن عازم گفتار مشو
با بشر در همه جا محرم اسرار مشو
این رفیقان که همه مایل دیدار تو اند
به خداوند جهان مایل دینار تو اند
با چنین طایفه ای مونس و غمخوار مشو
ما که رفتیم و ندیدیم وفا از دوستان
نیست یک رنگ در اینجا تو گرفتار مشو
احمد
متن سنگ قبر وینستون چرچیل :من برای ملاقات با خالقم آماده ام اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست
احمد
متن سنگ قبر نیوتن: ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید…… وهمه روشن شد
احمد
متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان) ۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸
احمد
یاد آن روزی که یاری داشتیم این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
احمد
مرد اولی : امان از دست این زنها ! زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !
احمد
رو پاکت سیگار نوشته بود “سیگار برای شما واطرافیانتان زیان آور است” تو دلم گفتم: تو یه نفر اطراف من پیدا کن قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم
احمد
کاش ... کاش هیچ وقت نفس های بی رمق ما آخر زندگیمون نباشه ... کاش یادگار هیچ عشقی یه عکس نیمه سوخته نباشه ! که هر وقت نگاهت بهش افتاد از ، آسمون هم گله کنی ... کاش سهم هیچ کس از عشق یه بغض سنگین و هق هق شبونه نباشه ... کاش روزی نرسه که سکوت معنی همدمی حرفای تو باشه ... کاش آن قدر غرق رویاها نشی که فراموش کنی طعم تلخ حقیقت ، چشیدنیه ... کاش روزی نیاد که آفتابی ترین روز عشق ، بارونی ترین شب تو باشه ... کاش هیچ وقت کارت به جایی نرسه که تنهایی و غربت رو به نگاه های بی محبت آدما ترجیح بدی ..
احمد
لطفا دستگاه شوک را خاموش کن ولبانت را ببند جمله های عاشقانه دیگه فایده ندارد!!! عشق درونم "مرد"
احمد
خنجری کـه بر پشتم خورد..بویش آشنا بود.. عطرش را خودم خریده بــودم
احمد
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی …اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن
احمد
اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد،تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت،دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست
احمد
لیاقت می خواهد واژه "ما" شدن لیاقت می خواهد "شریک" شدن تو خوش باش به همین "با هم" بودن های امروزت من خوشم به خلوت تنهایی ام
احمد
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که سر گشته نبود نه که معشوقه نداشت سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود...
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 20 ساعت و 33 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبل