*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یعنی کاملا به زور دارم خودمو کنترل میکنم که چیزی نگم و این خیلی وحشتناکه چون یهو کاسه ی صبرم لبریز میشه اونوقت بد میشه خیلی بد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
افکارم هر لحظه بیشتر مغشوش میشه هر چی فکر میکنم کمتر به نتیجه میرسم ...دارم میرم به سمت اشک شاید مثلا خودمم نمیدونم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تغییر رنگ لاک بعد از یک هفته و ترمیم هر روزه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه بی معرفتی میگفت یه مدیر خوب اونه که خوب برنامه ریزی کنه خبر نداشت روزهاییو میخواد برام پیش بیاره که همه چی کنترلش از دستم خارج میشه و من فقط میشم یک بیننده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
و باز هم سر درد ...دو روزه دوباره ولم نمیکنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دروغ میگه ...نمیتونم بفهمم و به روش نیارم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
عجب بد بختی گیر کردما مزاحم یعنی کسی که بیاد تو اتاق و نره بیرون ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امان از دردهای کهنه ی لجوج....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خونه ای که مامان نداره هیچی نداره ...خنده نداره ،شادی نداره ...عوضش بیمارستان مامان داره ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینکه با یک قهر بشینم غصه بخورم از من و احساسم گذشته همشو قبلا خرج کردم الان دوران سکوت منه دوره ای که به همه چی از روی عقل نگاه میکنم نه احساس پوچ که هیچی نمیفهمه ...اگه چه میدونم غیرت یا حسادت زنانه ام جوابش قهره همون بهتر که قهر بمونیم ....