*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
درد درده مدلش فرق نمیکنه مهم اینه که شب باشه و درد و هزار فکر و خیال که حتی یکیش حل شدنی نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
افکارم هر لحظه بیشتر مغشوش میشه هر چی فکر میکنم کمتر به نتیجه میرسم ...دارم میرم به سمت اشک شاید مثلا خودمم نمیدونم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اختیار اموال خودمم ندارم خوبه همه ی پولشم حاصل دسترنج خودم بوده والا ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مامانم خونه نیست انگار هیچکس نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
طرف اسم کاربری برای خودش انتخاب کرده یومورتا ( یعنی تخم مرغ ) اصلا من نمیفهمم بعضیا چرا اصالت ندارن ؟ حتی برای خودشون هم شخصیت و ارزش قائل نیستن ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم چرا نمیخوابم ...هنوز تو فکر حرفهاشم ...تحلیل کردن حرفهای یک فرد عجیب کار آسونی نیست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
انگار تو دنیای من همه به یک شکل میرن ...کم کم سکوت و کلا سکوت ...یه تکرار همیشگی ....درست حدس زده بودم کاملا از همون کارهای اولیه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آخر شهریور داره کاملا مثل همون موقع تکرار میشه ....حالم خیلی بده من از تکرار متنفرم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هیچی بدتر و دردناکتر از بیخبری نیست ...