آرزو
چه حکایت جالبیست !… کلمه ی زندگی با “زن” آغاز میشود ! و .. مردن با “مرد” !!!
آرزو
چه حکایت جالبیست !… کلمه ی زندگی با “زن” آغاز میشود ! و .. مردن با “مرد” !!!
آرزو
تا چند نشینیم به پشت در بسته /وقتی که غزل نیست شفای دل خسته /ماندیم چه دلگیر و گذشتند چه دلسوز /آن سینه زنان حرمش دسته به دسته /می گریم و می دانم از این کوچه تاریک/ راهی ست به سرمنزل دلهای شکسته /در روز جزا جرئت برخاستنش نیست /پایی که بر آن زخم عبوری ننشسته /قسمت نشود روی مزارم بگذارند /سنگی که گل لاله بر آن نقش نبسته
آرزو
دلم بشکنه حرفی نیست ... فقط حقیقت رو ازت میخوام چرا دلم رو سر دو راهی میزاری ... دستــ دلم کــ واسه تو رو شده ... دیگه دروغ چرا ... ؟! تو کــ راهت میری با اون ... منم دلم تنهاس زیر بـارون دلـگیرم ... چرا یه عشـق واقعــی پیــدا نمیشــه ... دلم بشکنه حرفی نیست ... حقیقت رو ازت میخوام
آرزو
زندگی " باغی " است که با عشق "باقی " است "مشغول دل " باش نه "دل مشغول " بیشتر " غصه های" ما از "قصه های" خیالی ماست پس بدان اگر "فرهاد " باشی همه چیز " شیرین " است
آرزو
قول داده ام گاهی هر از گاهی فانوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچله روشن کنم خیالت راحت من همان منم هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهم کرد...
آرزو
رفتنت را با هزاران ذکر باور کردم ،ندیدنت را با تنهایی هایم در هم آمیختم و به غربت رسیدم ... طعم شیرین خنده هایت را در رویا می چشیدم ... اما ...رفنتنت بهر چه بود که حالا باز گشته ای ؟ من چگونه میتوانم به چشمان رویا آلودم صداقت دیدنت را ابراز کنم؟ قلبم.عمرم و چشمانم به دیدن تو در رویا عادت کرده اند ... رویای من
آرزو
تمامیِ اعضاء و جوارحم برای من كار می كنند... جز این قلب لامصّب كه برای تو......!!!!!!!!!!
آرزو
تو تاکسی یه آقایی میگفت : زمان شاه شب یلدا کلی برف میومد همه جا برف بود ، تا زانو تو برف بودیم یه آقای دیگه گفت : ما انقلاب کردیم تاریخ عوض شه ، جغرافی عوض شد !!
آرزو
نمی شود دوستت نداشت ... لجم هم که بگیرد از دستت ، نهایتش این است که دفترچه خاطراتم ، پر از فحش های عاشقانه می شود...
چه زیبا
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 3 دقيقه قبل