دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرزو
زن - مجرد
امتیاز: 1909.85

دنبال‌شدگان

(369 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(267 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

آرزو
آرزو

دلتنگی بد نیست ، یادگاری است از آنانی که داریم و دورند بگذار سکوت کنم... کلمات نا ندارند! من هم!....

آرزو
آرزو

باز شب است و غم و دلواپسی...آمده جان بر لبم از بی کسی... مانده به یاد تو نگاه دلم...خیره به گلدان گل اطلسی... کرده نهان چهره مه شب فروز...زین همه غم کاش به دادم رسی... باغ به تاراج خزان رفته باز...مانده ز بستان تل خار و خسی... داده غم هجر تو عمرم به باد...کاش تو بودی به کنارم بسی... باز من و چشم تر و اضطراب...باز شب است و غم و دلواپسی...

آرزو
آرزو

حس می کنم که وقت گذشته است ، حس می کنم که "لحظه "سهم من از برگ های تاریخ است ، حس می کنم که میز...فاصله ی کاذبی است ... در میان "گیسوان من "و دست های این غریبه ی غمگین...

آرزو
آرزو

آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد نخست باید ایستادن,راه رفتن,دویدن و بالا رفتن را بیاموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند.

آرزو
آرزو

خدا به فرشته ها شعور داد، بدون شهوت به حیوان ها شهوت داد، بدون شعور و به انسان هر دو را ... انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حیوان پـسـت تر...

آرزو
آرزو

گاهی به خاک سپردن یک جسد از خواباندن یک قاب عکس آسانتر است....... لعنت به خاطرات.....

آرزو
آرزو

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بایگانی،زندگی های اداری آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم: شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

آرزو
آرزو

سلامتی اون رفیقی که مجازیه اما یه جوری واست سنگ صبوره که همه رفیقای واقعیت به گرد پاش نمیرسن....

آرزو
آرزو

بزرگترین اشتباه رو چشم انجام میده و دل تا آخر عمر تاوانشو ......

آرزو
آرزو

در سردی یک غروب دل تنها شد بعد از تو تمام شهر بی فردا شد من بیشتر از من به تو وابسته شدم تا عشق به جرم پاکی اش رسوا شد وقتی همه ی بال و پر عاطفه سوخت پرواز به شکل تازه ای معنا شد در آتش عشق تو ببین سهم مرا تو رفتی و دود از دل من بر پاشد این درد، عجیب لحن تندی دارد چون مشت تو بد جور برایم واشد

آرزو
آرزو

سرانگشتانم که می سوزد ... یعنی وقت ِنوشتن از تـــوست بــیــــا در خـــیـــالــم آرام بنشین ... مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را بنویــــســـم..........‬

آرزو
آرزو

به پاس عشق غزل پوش می شود شعرم به حجم عشق تو آغوش می شود شعرم برای این که بفهمـــد نگـــاه هـــای تو را طنین چشم تو را گوش می شود شعـــرم♥♥♥

آرزو
آرزو

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها شاید این باران كه می بارد شما را تر كند

آرزو
آرزو

از خواستن تا خاستن فاصله کوتاه است اگر انسان را محرابی باشد تا خویشتن خویش را نماز گذارد برای آغاز یک طلوع!

آرزو
آرزو

هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است .برای آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست ...