آرزو
نامت به زبان من از شعرها دور می شود و جاده ها شکلی از سرگذشتم را در هم می لیسند
آرزو
نـه بـه خـاطـر شـعـر نـه یـه خـاطـر جـور دیـگـر زنـدگـی زیـستـن خـانـه ی مـن بـرای دو نـفـر کـوچـک بـود بـه هـمـیـن خـاطـر تـنـهـا مـانـدم !
آرزو
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دكتر تعریف كرد . دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر میخنداندت تا غمت یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم!
آرزو
مثل یک ملکه با تو رفتار میکنند ... می گذارند تمام موجودیتشان را فتح کنی ! می گذارند از شرق تا غربِ قلبهایشان را تسخیر کنی ... میگذارند سرت را بالا بگیری ، و هر وقت دلت کشید با نگاهت نوازششان کنی ... تاریخ را از روزِ اتفاقِ احساس زنانگی تو میزنند ... مثلِ یک ملکه ، ملکه ء ذهنشان میشوی ! بعد یکدفعه انقلاب میکنند !!! و با گیوتین هایشان رویِ هر چه شورشی فرانسوی ست سفید میکنند !!! سلطان قلب هیچ کس نباش ... این دروازهها همه به دروغ باز میشوند!
آرزو
گفتم بهار خنده زد و گفت اے دریغ دیگر بہار رفتہ نمے آید گفتم پرنده ؟ گفت اینجا پرنده نیست اینجا گلے کہ باز کند لب بہ خنده نیست گفتم درون چشم تو دیگر ؟ گفت دیگر نشان ز باده مستے دهنده نیست اینجا بجز سکوت ، سکوتے گزنده نیست ...
آرزو
نویسید به دیوار سكوت ، عشق سرمایه هر انسان است... بنشانید به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شیطان است. و بدانید كه فردا دیر است. ... ... و اگر غصه بیاید امروز، تا همیشه دلتان درگیر است.... پس بسازید رهی را كه كنون ، تا ابد سوی صداقت برود ، و بكارید به هر خانه گلی ، كه فقط بوی محبت بدهد
آرزو
اول آنکس که خریدار شدش من بودم/ باعث گرمی بازار شدش من بودم /عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او /داد رسوایی من شهرت زیبایی او /بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او /شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او/ این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد /کی سر برگ من بی سر وسامان دارد
آرزو
آدمها فقط آدم هستن ، نه بیشتر و نه کمتر... اگر "کمتر" از چیزی که هستن نگاهشون کنی ، اونا را شکستی ! و اگر بیشتر از آن حسابشون کنی ، "اونا" تو را می شکنن !!
آرزو
گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــا با تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود ... ... دلتنــگـم... دلتنـــــگ کسی کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید... دلتنگ ِ خود َم... خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام ... گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم حالا یک بار از شهر می رویم یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست...
آرزو
وقت خریدن لباسهای پاییزی دقت کنید، لباسهایی بخرید با جیب های بزرگ به اندازه ی دو دست، شاید همین پاییز عاشق شدید...
آرزو
همه آدمای اطرافمون وقتی سرفمون میگیره با یه لیوان آب میان طرفمون ولی به سلامتیه دوستیکه وقتی دلمون میگیره با دستای باز واسه بغل کردن میاد طرفمون تا از تنهایی و دلتنگی خفه نشیم.....!
آرزو
سلاااااااااااااااااام به همه ی دوستان
آرزو
کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان یک دم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم کاشکی دلها همه مردانه قسمت میشدند
آرزو
وای از شبها هوای آغوشت دیوانه ام میکند موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم لالایی ها پیشکش من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم آه و آه و بازم آه خسته شدم از این همه آه