آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
وقتی دلتنگ می شوم تو را در میان اشکهایم می بینم ، ولی اشکهایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند ...
آزاده
یکی بیاید ، گرد شادی را ، بر ردیف های شخم خورده ی پیشانیم ، بکارد ، شاید ، فردا ، به لبخند ثمر دهد ..
آزاده
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که این قصه هنوز تموم نشده ...
آزاده
دوری فاصله تن ها نیست فاصله مغزها هست..
آزاده
تمام خواباش از یادش رفته...
آزاده
بزن "تار" که دلم امشب از دنیا گرفته
آزاده
به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است :-(
آزاده
خدا !!!! تو می دانی که من دلواپسم
آزاده
همیشه امید خوب نیست . گاهی اوقات باید تمامش کرد !
آزاده
من اگر گوشه می خانه نشستم به تو چه ؟
آزاده
یکی بفکر توپه , یکی توپ فکر می کنه ... /// ای داد ای داد