ᾋṨἬἝƓἬ
king-penguins-south-georgia-island_Photograph by David Schultz
ᾋṨἬἝƓἬ
من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم , مگه نه ؟!
ᾋṨἬἝƓἬ
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت / آمدم نعره نزن جامه مدر هیچ مگو / گفتمای عشق من از چیز دگر میترسم / گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/
ᾋṨἬἝƓἬ
مینویسم تا بدونی یاد تو تو دل میمونه . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
تنهایی را ترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن ):
ᾋṨἬἝƓἬ
ســــــخـــــتــــ می آیی . . . آســـــان مـــــیـــروی. . . مثـــــل نـــــفــــس هـــــــام . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
دست وپایی می توان زد بند اگربردست وپاست........ وای بر جان گرفتاری که بندش در دلست
ᾋṨἬἝƓἬ
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه ؛ فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم …
ᾋṨἬἝƓἬ
شبیه سمر شده ام .. .! این روزها ... دلم عجیب تقاضای مهندی را میکند که ... خودم هم میدانم ... بودنش برای من نیست .. .! لعنت ! ... به این عشقی که از ابتدا ... به دست مادمازلی ... ممنوع شد .. ! <وبلاگ قلب اقیانوس>