دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .

نـــاتــــانــــائــــيـــل كـــاش تو كمي خدا را مي ديدي . . . كاش تو كمي نزديك تر بودي . . . كاش م... درباره »
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
زن - مجرد
امتیاز: 4309

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(105 گروه)

بازدید

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

پـــشت پـــنجــره هنوزم چشـــم به راهـــت مي شينم / اي كــــه خودمو و-تنها ميبينم

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام خرد و تکه تکه ... از هم نمیپاشم ولی شکسته ام باور کن !

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

نوشتم به یاد عقربه ی همیشه در خواب رفته به یاد پنجره جوش خورده چرکی به یاد پیرمرد همیشه جارو به دست به یاد لحظاتی که بی درنگ خوش گذشت....

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

شـــبم آرام بــــاش او هنــــوز اينـــجاست ... شب خــوش

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

خــــاموشم .... مثل شمعي ســوخته

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

روزهـــا مي گـــذرد من به دنبال تـــوام / ميميرد بـــه مي رسم

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

دوستی تملک تو بر کسی یا چیزی نیست . دوستی مثل بوییدن یک سیب است ، بدون آنکه به آن گازی بزنی و عشق گاز زدن سیب است ، یعنی که بخواهی آن را مال خود کنی .

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

دوستی بالاتر از عشق است . سعی کن تا کسی را در دوستی نیازموده ای عاشقش نشوی . ملاک دوستی به رنگ و قد و وزن و ناز و عشوه و ... نیست . معیار دوستی صداقتی است که دوستت در صندوقچه دلش ذخیره کرده است . آنچه باز هم از دوستی و عشق بالاتر است آزادی است . این آزادی است که پیش از دوستی ارزش دارد . نباید با دوست داشتن کسی او را از آزاد بودن و آزاد انتخاب کردن محروم کرد .

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

دوستدار تو به سعادت تو می اندیشد حال آنکه عاشق تو به داشتن تو ......

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده. يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه. يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه. يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره. يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره. يه دوست واقعي زودتر ميآد تا بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه. يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني. يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟ يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني. يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلات را حل کنه. يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه. يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه. يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره. يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني. يه دوست معمولي اين حرف های منو ميخونه و فراموش ميکنه. يه دوست واقعي اونو واسه همه ميفرسته. یک دوست معمولی از درونت بی خبره. یک دوست واقعی سعی میکنه درونتو بفهمه.

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

اگر می بینی عاشق تو هستم، دیوانه تو هستم و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست. اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است ،دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست. دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو میباشم. به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم.

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

خیلی سخت است بدانی هیچوقت به آن کسی که خیلی دوستش داری نخواهی رسید. خیلی سخت است با اینکه میدانی به او نمیرسی باز هم سکوت کنی و آرام در دل شکسته شوی. خیلی سخت است بغض گلویت را گرفته باشد اما نتوانی گریه کنی ، خیلی سخت است ...

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

گاهی جواب تمام نگرانیات میشه یه جمله که میکوبتش تو صورتت "بهم گیر نده" !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

مرد پلیدی، درآستانه مرگ، کنار دروازه ی دوزخ به فرشته ای برمی خورد. فرشته به او می گوید: فقط کافی است در زندگی ات یک کار خوب انجام داده باشی، و همان یاری ات می کند. خوب فکر کن. مرد به یاد می آورد که یک بار، هنگامی که در جنگلی راه می رفت، عنکبوتی را سر راهش دید و راهش را کج کرد تا آن را له نکند. فرشته لبخند می زند و تار عنکبوتی از آسمان فرود می آید. تا مرد بتواند از راه آن به بهشت صعود کند. گروهی از محکومان دیگر نیز از تار عنکبوت استفاده می کنند و شروع می کنند به بالا رفتن از آن. اما مرد، از ترس پاره شدن تار، به سوی آنها برمی گردد و آنها را هل می دهد. در همین لحظه، تار پاره می شود، و مرد بار دیگر به دوزخ برمی گردد... صدای فرشته را می شنود که: افسوس، خودخواهی ات تنها کار خوبی را که انجام داده بودی، به پلیدی تبدیل کرد...

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....

حوا در بهشت قدم می زد که مار به او نزدیک شد و گفت: -این سیب را بخور. حوا که درسش را از خداوند آموخته بود، قبول نکرد. مار اصرار کرد: این سیب را بخور. چون باید برای شوهرت زیباتر شوی. حوا پاسخ داد: نیازی ندارم؛ او که بجز من کسی را ندارد... مار خندید: البته که دارد. حوا باور نمی کرد. مار او را به بالای یک تپه، به کنار چاهی برد. -آن پایین است، آدم او را آنجا مخفی کرده. حوا درون چاه نگاه کرد و در آب چاه بازتاب تصویر زن زیبای را دید. و سپس سیبی را که شیطان به او پیشنهاد می کرد، خورد...