هردفعه میرفتم سر خاک داییم سنشو حساب میکردم!! نمیدونم چرا هفته پیش که رفتم برا غبارروبی شهدا با دیدن قبرش طبق معمول ؛1348 تا 1365 میشه 18!!!دلم لرزید,گفتم مامان 18 سالش بوده؟؟مامان گفت اره تازه تربیت معلم قبول شده بود!! دلم خیلی گرفت یاد خودم افتادم که چقد واسه قبولی دانشگاه و نتیجش نگران بودمچه روح بزرگی داشتن که پشت کردن به همه ارزوهاشونو رفتنروحشون شاد
يادش بخير صداي نيمكت هاي كهنه كه وقتي روي ان مي نشستيم صدايش بلند ميشد و معلم هم صدايش ناخواسته برخواسته .ان تخته سياهي كه اخر دليلش را نفهميديم كه چرا رويش هميشه سياه بود شايد بخاطر اينكه ما روسفيد شويم او رو سياهي را بجان مي خريد.به هر حال سالها از ان روزها مي گذرد و كلي خاطرات رنگارنگ مانده اما كاش لحظه اي مي توانسيم بار ديگر ان را حس كنيم.......يادش بخير
ای خداااااااااااااااااااا......... امیر خان بردیم دوران بچگیم ممنونتم یاد همه اون خوبیها به خیر یادش به خیر کاش یه ثانیه ش برمیگشت بدون هیچ دردو غم وناراحتی و مشکل وفقط بازی ورسیدن شبو خوابیدن و هی خداااااااااااا
روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند: یا شیخ! [!]ینگ بدتر است یا کم بودن پهنای باند؟ شیخ نگاه معنی داری به آنها کرد و فرمود: هیچکدام! چیزی در اینترنت هست که از هر دوی اینها بدتر و اعصاب خردکن تر است! مریدان با حیرت به شیخ نگریستند و فرمودند: یا شیخ! از [!]ینگ بدتر چیست؟شیخ فرمود: "مشاهده این لینک تنها برای اعضا سایت امکان پذیر است. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید" بعد از این سخن، مریدان نعرهها زدند و گریبان پاره کردندی و لپ تاپ های خود را به زمین کوبیدندی فغان کشان به رشته کوهای آلپ پناه بردندی!!
ممنون
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبلشهدا روحشون شاد ِ همیشه ..
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلدمشون گرم باشه که با خونشون ، زندگی رو به ما هدیه دادند .
دایی جون
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 1 ساعت و 51 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 45 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل