azita
رفتـن بـهانـه نـمی خواهـد ... بـهانـه هـای مـانـدن کـه تـمام شـود، کـافیـست.
azita
آن روز اوج پـوسیدگی را درک خواهی کرد ... وقتی نفس های مرده در سینه را هم از یــاد می بــــری
azita
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی؛ نترس گردوی کوچک ! آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دست آنهاست ...!
azita
قاصدکى رسید،خبرى ازتو نداشت،پرپرش کردم تا عبرتی باشد برای تمام قاصدکها "
azita
نوشتم نامه اي سويت نديدي؟ و يا ديدي ولي آنرا دريدي؟ نخوانده نامه ام را پاره کردي مگر از جان بيمارم چه ديدي؟
azita
گفتند :به اندازه ی گلیم هایتا ن و به اندازه ی دهان هایتان اما حرفی از وسعت آرزو هایمان نزدند
azita
خاطراتت را به خاک سپردم جـــــــــــــــــوانه زد ...
azita
از سالها تقویم می ماند از من استخوانهایی که تو را دوست داشتند ..
azita
وقتی كه پرسشی كنی اصحاب درد را چون من شكسته دل ترم اول مرا بپرس
azita
خدایا !
خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.
azita
مـُـرور میـکنـم ..خاطــراتمـــان را امـــــا مـــگر ..کـُپـــی برابــر اصـــل میشـــود
azita
یادت، پرچم صلحیست میان ِ شورش ِ این همه فکر
میدونی میخوامت.....بهانه هایت را کم کن.........سلام عشقم
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبل
..چششششم ....سلام مهربونم خوبی .حالت چطوره ؟ 
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 17 ساعت قبل