azita
دستت را به من بده از اتش بگذریم انان که سوختند همه تنها بودند
azita
چیزی برای باختن ندارم رفتنت را که به رُخَم می کشی من از همان اول بازی مات بودم...
azita
وقتی کسی بهت میگه از ته دل دوست دارم مواظب باش ، چون هنوز بالای دلش جایی برای دیگران وجود داره
azita
نشستن ، سنگ بودن است و رفتن رود بودن بنگر به کجا میروند ، سنگ خاک میشود و رود به دریا میرسد . . .
azita
یک لحظه دیـــــــر آفتاب که می کنــــــــــی سایه ام را گم می کنـــــــــم . . . !
azita
میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است
azita
از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله هست تا ذهنت را باز نکردی دهنت را باز نکن . . .
azita
خواستن همیشه توانستن نیست ... گاهی ، خواستن داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند ...
azita
از این دنیای بی حاصل کسی چیزی نمی دونه .... دو روز آفتاب و مهتابه دو روز هم باد و بارونه
azita
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..
azita
تو در خوابی و این دیدن، خیال است/ هر آن چه دیده ای از آن، مثال است/ به روز حشر، چون گردی تو بیدار / ببینی کین همه، وهم است و پندار
azita
چه مهربان بودی ای یار ای یگانه ترین یار وقتی دروغ می گفتی.