azita
میدونی آخرش بن بسته ها! ولی بازم میری جلوتر!
azita
من می روم و تو می مانی..... به امید همه ی باور هایت.... با عشق مدارا می كنی و می گویی: كسی دیگر می آید ........ تو كه می روی من می مانم و من..... بی مدارا..... بی عشق.... به امید هیچ كس دیگری..
azita
پیامبر شب های دلتنگی ام باش که من بی اعجاز، تو را مومنم !
azita
در غمگین ترین لحظات زندگیم شادم که کسی نمیداند که چقدر غمگینم . . .
azita
شاید باورت نشود.. اما هنوز هم جلوی آئینه ها خنده ام نمی آید! اما تا کنار میروم، پُر میشوم از لبخندهای تلخ
azita
خدایــــــــــــــــــــــــا .. مرا به کمک چه کسی ساخته ای ؟!! که اینگونه .. دلم شـــــور می زند !!..
azita
بيدار که ميشوم نبودن تو را مرور ميکنم کاش رد پاها هم با پاها میرفت
azita
وقتی پایان داستان دستان مهربان تو نباشد بگذار قصه گو ، هر طور كه می خواهد داستان را ادامه دهد
azita
تا چشم بر هم گذاشتم تو رفته بودی
و چه چشمها بر هم گذاشتم نبودنت نمی گذرد...
azita
وقتی خدا هست گاهی میزبان هوا هوس ها میشویم وچه زود لحظه هامون رو میفروشیم با طرح یک لبخند مصنوعی
azita
بهم که میرسیم فقط فکر بر اورده کردن آرزوهای دست نیافتی هستیم اما کسی نیست بگوید حالت خوب هست ؟
برو باشگاه تو همگردن کلفت تر بشو
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 54 دقيقه قبلمي خوام قيدشو بزنم نه شير شتر نه ديدار عرب
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبلتا من برم بيام عروس شده

15 سال و 1 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلچي شد دختر
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 29 دقيقه قبلهیچی دیگه ، عاشق نبودی که براش وقت صرف کنی
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبل