azita
از ذکر علی مدد گرفتیم، آن چیز که می شود گرفتیم از بوته آزمایش عشق، از نمره بیست صد گرفتیم . .
azita
خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود
azita
فهمید...!!! . تنها شده...!!! . اما...!!! . نمیدانست چرا...؟؟؟ . شاید...!!! . او هم...!!! . مهربان بوده...!!
azita
خوبی دیگه تموم شده منم مثه خودت بدم منم ...می خوام دروغ بگم منم دورنگی بلدم ....کاری به کارت ندارم قصه ی من گلایه نیست ....طعنه به تو نمیزنم طعنه به ماجرا زدم
azita
نه در دلم عشقی هست و نه در کارتم اعتباری ....
azita
همه ی خودم را مال تو کرده ام چقدر دنیای تو بزرگ است هنوز از تنهایی سخن می گویی چقدر کم هستم!
azita
تو که قصد جدائی کرده بودی.... خیال بی وفائی کرده بودی.... چرا با این دل خوش باور من... زمانی آشنائی کرده بودی . .
azita
چشمان بارانی ام تورا جستجو میکنند ؛ کدام آفتاب تورا فراخواند ، که از قاب چشمانم برون رفتی؟
azita
فکر تنهایی نباش ، تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست
azita
من خدارادارم کوله بارم بردوش سفری میباید تا ته خوشبختی هرکجا لرزیدی ازسفرترسیدیتو بگو ازته دل من خدارا دارم
azita
اشکام دونه دونه میبارن از چشمام...قطره قطره میریزن تو دستام...ولی دیگه تو نیستی پای حرفات...
azita
رود اشكم كه به درياچه غم مي ريزد..... خوابم از حالت چشم تو به هم ميريزد
azita
نتیجه زندگی چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلب هایی است که جذب میکنیم ...