azita
قاصدک رسید ، خبری از تو نداشت ، پرپرش کردم تا درس عبرتی باشد برای قاصدک فردا !
azita
کجاست ترکه اخلاق گرا وزمان سنج ناظممان که دگر بار بنوازد دستم و من از درد فراموش کنم که چقدر دلتنگم
azita
آدمها رفتنیاند... سعی در نگهداشتنشان نکن و بیخود خاطره روی خاطره تلنبار نکن
azita
چرا یادم می رود که رفاقت ، چه قدر می تواند بنیادش بر باد باشد
azita
هی می گويند کارنامه اعمال! مگر تک درس هم کارنامه ميخواهد؟ کل زندگی مان زنگ املا بود؛ خدا می گفت و ما می نوشتيم
azita
هر سحر آفتاب من بودی / همه شب ها شهاب من بودی / ور شکستم بدون چشمانت / تو تمام حساب من بودی .
azita
چشـ ـــم من شور نیست تو یک روز پـ ــریدی تو مه گم شدی شاید ولی انتظارت هنـ ـــوز با منه
azita
این روزها فریاد هم لال شده است نکند سکوت او را هم خریده باشد...!
azita
ای گل که کشی پا ز من زار شکسته... خوش باش که در پا نرود خار شکسته! بر دوش من خسته مکن تکیه همایل... عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته
azita
ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔــــــﻮﯾﯽ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺷــــــحالﺷﻮﻡ! ﻭ ﻣﻦ ﺍﺣﻤــــــﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ... ﺗﺎ ﺗو ﺩﻟﮕﯿــــــﺭ ﻧﺸﻮی
azita
ضرر نکرده ام نه! انقدر به تو پیله کردم تا پروانه شدم..
azita
آدما مترسک نیستن که وقتی واسه کلاغهای دلت تکراری شدن اونو با یکی دیگه عوض کنی ! خودت باش قبل از اینکه مترسک دیگران بشی
azita
گرگ اجل یکایک ازین گله میبرد وین گله را ببین که چه آسوده می چرد ..
azita
دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد