azita
اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست
واسه اینه که بهترشو پیدا نکرده
azita
زندگی بعضی وقت ها تمام قدرتشو جمع میکنه ببینه تو چی میخوای دقیقآ همونو ازت بگیره!!!
azita
باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است .
azita
سطر سطر نوشته هایم بر طاقچه احساسم خاک خوردند تازه فهمیدم چقدر جزیره رنج می کشد که روی دست دریا باد کرده است!
azita
نوبت به عاشقانه ها که مي رسد واژه ها براي رسيدن به تــــو از هم پيشي مي گيرند..
azita
برکت پروردگار مثل بارونه ، اگر خیس نمی شم ، جایم را عوض می کنم .
azita
اوکه از من بریدو ترکم کرد پس چرا پس نداد آن را وای بر من که مفت بخشیدم دل آشفته حال غافل را
azita
سینه ای سوخته از آتش هجـران دارم.. سـالها زغـم تـو ســر بـه گریبـان دارم... یاکه جانم بستان یا به وصـالت برسـان... بیش ازاینها نه دگر طاقت هجران دارم
azita
ابرها...نامه های مچاله ای هستند ...که گریه هایم را بر آنها مینوسم... و به دست باد میسپارم تا برایت بخواندش...
azita
به حساب خیالبافی ام مگذار ، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها ، فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما !
azita
پا میکشم از کوچه های همجواری / یعنی دگر اینجا ندارم اعتباری / با این همه دل به دستت می سپارم / شرمنده ام جز این ندارم یادگاری
azita
در تمام رنجهايي كه ميكشيم صبر كردن اوج احترام ما به حكمت خداوند است