azita
حنای حاجی فیروز دیگر رنگی ندارد وقتی خیابان ها پر از آدمک هایی شده که نزده، برایت می رقصند!
azita
بی اعتمادم کن به همه دنیا یا اینکه با من باش کنار من تنها
azita
آشناهایم غریبه هایی هستند... که تنها اسمشان را میدانم....
azita
بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی . . .
azita
بیا خاطراتت را از زیر دست و پا جمع کن! کمی جا برای نشستن می خواهم..
azita
از نخل برهنه سایه بانی مطلب... از مردم این زمانه کاری مطلب... عزت به قناعت است و مردی به شرف... با عزت خود بساز و یاری مطلب
azita
زندگی ادامه داره با من و تو بی من وتو
این دو روززندگی رو بیا همراه دلم شو
azita
دیوانگی هایم حد و مرز نداشت تو خواستی مرز شوی خط خطی ات کردم!
azita
دلم میخواهد با پا تمام مانده از تو را لگد مال کنم!
azita
ساعـت کـه زنـگ مـی زنـد ... مـُدام بـه ایـن فـکر مـی کنـم کـه تــواز سـاعت هـم کـمتـری ...؟!