دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در سرنوشت

مــردان دیــن مــی گــوینــد: "یــاد خــدا هــر گــره ای را بــاز مــی کنــد! " خــدایــا! مــن بــی وفــا نشــده ام کــه ســراغــت را نمــی گیــرم، فقــط گــره ســرنــوشــت مــان را دوســت دارم . . . "

بابک...
بابک...
در سرنوشت

خدا همین جاست ، نه در عربستان ! خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه عربی ! خدایا دوستت دارم ......

بابک...
بابک...
در Coma

دستهایت را بگشا نگاهت را به نگاهم بدوز بغلم کن... دستهایت را... نگاهت را... به آغوش کشیدن من گناه نیست چشمانت را پنهان نکن به نگاهم نگاه کن خدا در چشمهای من به انتظار تو نشسته است...

بابک...
بابک...
در Coma

من را زیر خاکستر جا گـــــذاشتـــــــی!!! آهـــــــایـــــــــــــ.. . با توام… تــــــــــــــــــــــــ ـو یادتـــــ نـــرود!!! من به خاطرتــــــــو آتـــــــش گـــرفته ام…. .

بابک...
بابک...
در Coma

بیهوده تحریمم نکن من ایرانی ام برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد...

بابک...
بابک...
در سرنوشت

غمگین شوی ... . . . من همان گوشه ی دنج ام ...!

بابک...
بابک...

طبق آخرین آمار آدم‌ها دو دسته هستند : ” دوستت دارم‌ها ” … و ” منم همینطورها ” !

بابک...
بابک...
در سرنوشت

گفتی دوستت دارم ومن به خیابان رفتم! فضای اتاق برای پرواز کافی نبود...

بابک...
بابک...
در Coma

حــافظـا! مـی دانم هـزار نـفر را پیچـانـده ای ...! امــا ایـن بـار حـواست ایـنجــا بــاشد نـیـت می کنـم بـه نـام او ... بـه نـام فـرامـوش کـردنـش " یـوسـف ِ گـم گشتـه بـاز آیـد بـه کنعـان " همیـن تـو مرا " اُسگـُل " نـکرده بـودی کـه کـردی !!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در سرنوشت

زبانت كوك نمی شود !.. به آنچه .. گوش من محتاج شنیدنــش است.!

بابک...
بابک...
در سرنوشت

روزی هزار بار باید برای دوستانم توضیح بدهم ، که در دنیای بیرون از شعرهایم ، پای هیچ عشقی وسط نیست... باور که نمی کنند ، جان تو را قسم می خورم...!!

بابک...
بابک...

یه زد و خورده ساده بود ! تو جا زدی ؛ من جا خوردم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

رقیب من ! تو می دآنی آن نــآزنین یارت ــ عشق نآفرجآم من ــ هر نیمهـ شب در خوآب من پرسهـ می زند ؟! کهـ هر شب سر همآن قرآر همیشگی می آید و من از ترس خیــآنت از خوآب می پرم ؟!

بابک...
بابک...

وقتی میرفت: گفتم: کجا؟ گفت: به درک… منم گفتم: به درک… و این چنین بود که ما در اوج تفاهم از هم جدا شدیم… !

بابک...
بابک...

یا رب نظر تو بر نگردد، برگشتن روزگار سهل است ...