دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در حرف دل

عشق را چگونه می شود نوشت؟ در گذر این لحظات پرشتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

شب بلند است و ستاره ها هر لحظه خوشبخت تر می شوند انگار ماه سال هاست که در آغوشت بخواب رفته است بیداری پلک ها را بغل می کند و من برای تکیه دادن به گونه هایت دوباره دلتنگ می شوم ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

اندیشیدن به تو گرانبهاترین سكوت من است طولانی‌ترین و پرهیاهوترین سكوت .... تو همیشه در منی مانند قلبِ ســــــــاده‌ام اما قلبی كه به درد می‌آورد ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

تمام دلتنگی هایم را جمع کرده ام.. زیر بغلم زده ام و منتظرم تا تو بیایی..

بابک...
بابک...
در حرف دل

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند... گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی !!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

خیلی ها فکر میکنند عشق سه حرفه .... ولی آنها در اشتباهند عشق همش حرفه...

بابک...
بابک...

ما بچه که بودیم از لولو میترسیدیم. الان دختر خالم 4 سالشه یه دوست تخیلی داره اسمشو گذاشته لولو. با من قهر میکنه میگه لولو جون بیا بریم این نمیهمه... بخدا اینا بچه نیستن گودزیلان!!

بابک...
بابک...

شب خوش...

بابک...
بابک...

خارجیا با مخفف کردن Short message service به sms خواستن به دنیا بگن که خیلی گشادن، ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون

بابک...
بابک...

مردها مهربانند و زنها خود خواه! دلیلش هم اینه که خیلی از زنها حاضر نیستند به مردی که نمیشناسند کمک کنند ولی مردها حاضرند حتی واسه زنهای غریبه هم بمیرن!!! چقدر این مردها آقان...

بابک...
بابک...

ایناییکه تا باهاشون بحثت میشه دفعه های بعد آفلاین میان همونایین که بچگیاشون وقتی یکاره بد میکردن میرفتن زیره پتو قایم میشدن

بابک...
بابک...
در حرف دل

زمانی که جلوی تلفن های عمومی صف می کشیدند عشق ها با ارزشتر بود از این روز ها که پشت خطی ها صف می کشند

بابک...
بابک...
در حرف دل

ما حرفهای زیادی داشتیم برای زدن حرفهایی زیاد کلمات کتک خور و آش و لاش معطل میان هوا بادهای به هر جهت و بی جهت که می‌آمدند و می‌رفتند میان مختصر تکان‌های لبها و گونه‌ها و چشمهای بلاتکلیف ما حرفهای زیادی داشتیم نه برای شنیدن تکه پاره‌های محتضری در حال جان کندن و تن کندن و کندن ...کنده شدن ما حرفهای زیادی داشتیم فقط حرفها حرفها حرفها "هنــگامه هویــــدا"

بابک...
بابک...
در حرف دل

وقتــي پــشت ســر پـدرت از پلــه هـا ميــاي پــايين و ميبينــي چــقدر آهــسته مـيره ، ميفهمــي پيــر شـده ، وقتــي داره صــورتشو اصــلاح ميکــنه و دســتش ميـــلرزه ، ميفهمــي پيــر شـده ، وقتــي بعــد غــذا يــه مــشت دارو ميخــوره ، ... ميفهمــي چــقدر درد داره امــا هيــچ چــي نميگــه ، و وقتــي ميفهمــي نصــف موهــاي ســفيدش بــه خـــاطر غــصه هــاي تــو بــود ، دلـت ميخـواد بــــــميري .. .

بابک...
0.097027001301076534_taknaz_ir.jpg بابک...
در حرف دل

دیشب کودکی به دلیل گرسنگی مرد! چه آسان به خاک،پس دادیمش... و چه دردناک تر از مرگ او!!! داستان مادرش که برای قرص نانی،تن به هرزگی داد! آن هم نه از روی هوس،ازروی اجبار! راستی زیارت همسایه اش قبول مکه رفته بود...