بابک...
وقتے میرفتی حواست نبود خدا نگهدار بگویی"" تا خدا حواسش را بیشتر بـه من بدهد... آخر میدانی خــــــــــــــــــــــــ ــــدا بـہ هوای تو مرا رها کرده بود .......
بابک...
اینجا جایی ست که ؛ ارزش دل قدر یک مورچه ست ! هر دو خواسته یا نا خواسته ، زیر پا له می شوند ... !!!
بابک...
بازم جمعه و بازم دل تنگ … خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری … این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو … چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه … زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه . .
بابک...
انچه ناديدني بود ازمردم دنياديدم.. باورم گشت آرامش نابيناازچيست!"
بابک...
حـــــکـــیمی را گفتند عالم بی عمل به چه مانند..؟ گفت پست خوان لایک نزن
بابک...
در کناری از خانه ما اتاقیست سرد و آبی تخت و گیتار کهنه ی من عکس یک زن به دیواری زنی زیباروی و خندان یار من بود او دورانی کنون من ماندم و من گیتاری و سیگار و تنهایی عشق من رفت به تن خاک طعم شب نیست جز بیداری هی عکس خندان بشنو از من خواهمت دید روزگاری دیگرم نیست نای ماندن پایان آواز، آغاز رفتن چاقویی پنهان ته گنجه دستای سردم رگ های سبزم
بابک...
یکم بخندیم...پيرزنه تو اوتوبوس هي مي گفته: ني ناي نا ناي ني ناي نايهمه هم دست ميزدن براش. بعد يهو دست مي کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه: نياوران نيگه دار!**************************************** خدایا باور کن که ما اونقدری که آرزو داریم، وقت نداریما! بجنب قربون دستت!
بابک...
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت .... آدمها نگذاشتنم....خدا.....
بابک...
دستانم از شرم نداشتنت ! ترک برداشتند ...
بابک...
یکشب تمامِ شهر را دیوانهوار با خیالتْ قدم زدهاَم. . .
بابک...
تنهايي را فقط در شلوغي ميشود حس كرد. . .
بابک...
بُغض هرگز ندیدنَش خفه اتـ کند...! سَختـ استـ
بابک...
سیگارت را پشت دست من خاموش کن بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن
بابک...
دنبال یه دختر خوب سر بزیر با شخصیت چشم پاک و اهل خانواده میگردم. نه برای ازدواج خدا به سر شاهده میخوام ببینم . . . . . . . . . . . . چه شکلیه اصلا... !!!