دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

مراقب لايك ها و كامنتهایي كه براي ديگران ميذاريد باشيد شايد كسي ديد و دلش شكست!

بابک...
بابک...

دیروز دست هایش میان دست هایم بود امروز عکسش و فردا سیگار !

بابک...
بابک...

جای خالیش را نه کتاب پر می کند ، نه قهوه ، نه حتی سیگار… من دلم اینترنت پر سرعت میخواهد…!!!

بابک...
بابک...

گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن! رفتن از دست “همه” بر می آید...

بابک...
بابک...

دقت کردین تو فیلمای ایراني روابط دختر و پسر تو دانشگاه چقدر آزاده ؟؟؟ حراستم که اصلا وجود نداره!!!!

بابک...
بابک...

بعضـی وقـت ها چنـان کیـشت میـکنند که سـالهای سال مـات می مـونی !!

بابک...
بابک...

هرچه دلم را خالی می کنم دوباره پرمی شود از تو ... چه برکتی دارد این عشقت ...!

بابک...
بابک...

سر کلاس تنظیم خانواده استاد گفت کسی اینجا متاهله؟یکی گفت من.همه جوری برگشتن. نگاش کردن در این حد که طرف گفت خب باشه طلاقش میدم

بابک...
بابک...

میازار موری که دانه کش است!در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!می توانید بیازارید...

بابک...
بابک...

کوتاه ترین داستان دنیا . . . . . . . . . . . . . . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید

بابک...
بابک...
در Coma

حواسَت به دلت باشد آن را هرجایی نگذار ... این روزها دل را می دزدند بعد که به دردشان نخورد جایِ صندوقِ پست آن را در سطل آشغال می اندازند و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد دیگر دل نمی شود......................

بابک...
بابک...
در Coma

روی شیشه با قرمز نوشته بود: " آی سی یو " و من بیخودانه داشتم فكر میكردم " آی سی یو " یعنی " می بینمت " پرستار با وحشت گفت: بیمار از دست رفت و من كبود شدم ......از دست می روم شوك می دهند از تخت می جهد جسم مرده ام اما خط مانیتور مراقبت های ویژه همچنان صاف است... هیچ كس نمی داند كه فقط تنفس مصنوعی كارساز است آن هم از لبهای مكرر تو... جسدم كه رفت روحم هنوز بیخودانه فكر می كند " آی سی یو " یعنی " می بینمت

بابک...
بابک...

دلمان كه می گیرد تاوان لحظه ایست كه دل میبندیم....

بابک...
بابک...

درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای ....

بابک...
بابک...

این روزها زیادی ساکت شده ام ، نمی دانم چرا حرفهایم، به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند.....