دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ عادت ندارم درد دلم را ، به همـه کس بگویم ..! ! ! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم... ، تا همه فکر کنند نه دردی دارم و نه قلبـی ♥

بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم ... از آن بغضهاست ... که اگر بشکند ویران می کند !!! خوش به حال آسمان ... که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند! آسمان نمی داند ... که دل من تا ابد بغضی دارد .... که یارای شکستن ندارد !!!

بابک...
بابک...

یه دختره بهم اس داد میشه بیشتر با هم آشنا بشیم !!! . . . . . . . گفتم چطور ؟؟ . . گفت مثلا من 18 سالمه قدم 165 و وزنم 60 کیلو . . . . بهش اس دادم وزنت با آرایش یا بدون آرایش ؟؟ . . . . بیشعور دیگه جواب نداد

بابک...
بابک...

او به افتادن من در خیابان خندید من تمام حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده هایش نشوند

بابک...
بابک...

دو نفرو سخت میشه پیدا کرد , یکی کسی که درکت کنه و دومی . . . . . . . . کسی که دقیقا بدونه کجای کمرت میخاره

بابک...
بابک...

سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می گیرد. و صد البته سخته تعریف نور برای کسی که عمداً چشماشو بسته ، تعریف صوت برای کسی که عمداً گوشاش رو گرفته ، تعریف حق واسه کسی که به باطل خو گرفته !

بابک...
بابک...

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﻣﻄﺐ ﺩﮐﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺨﺼﺼﺶ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮﻩ . ﻣﻨﺸﯽ ﮔﻔﺖ : ﺷﻤﺎﺭﻩ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ؟ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺲ ! ﻣﻨﺸﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﮐﺮﺩﻥ ! ﯾﻬﻮ ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﺷﺎﮐﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ: ﺟـــﻨــــ ...ﺩﻩ ! ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﺩﺍﺭﻣﺎ !..

بابک...
8490940.jpg بابک...

بابک...
بابک...

مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و بگفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید. شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟ عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده. شیخ فرمود : چیزی نیست، یحتمل بعد از اخبار BBC، اخبار 20:30 بدیده ای. و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.

بابک...
بابک...

حرمت عشق شکستند، ناله از من بربودند، مستی از من بگرفتند، آب را گل کردند… چه گل آلود این آب ، و چه ناپاک این رود، تو به ما گفتی : مردم بالادست ، چه صفایی دارند، غنچه ای گر شکفد ، اهل ده باخبرند، و تو امروز کجایی سهراب ؟ تا ببینی ، که همان مردم بالادست ، ز صفا عاری و از عشق تهی میباشند،

بابک...
101431955220784244216574361431672309618.jpg بابک...

اینم نهار من می دونی چیه که؟؟؟؟@Fallenstar

بابک...
بابک...

با داداشم دعوام شده بود بابام اومد بهم گفت بیخیال پاشو برو باهاش آشتی کن. منم بهش گفتم لازم نکرده گور باباش ! . . . . . . . هیچی دیگه الان با یه دست و پای شکسته دارم براتون پست میذارم.

بابک...
lavashak.jpg بابک...

@Fallenstar

بابک...
بابک...

@این روزها باید مثل کلاغ باشی باید عادت کنی بدون اینکه دوستت داشته باشند زندگی کنی ...

بابک...
بابک...

حرفش را ساده گفت: من لایق تو نیستم! اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری كند یا خیانت خودش را توجیه كند؟!