دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

هنوز برایت می نویسم درست شبیه کودکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمزِ مُرده اش غذا می ریزد........

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

حـــرفــــآی دلـمـ رو مینویسمـ کـــﮧ غمبــــآد نشــــﮧ! روشـــون حســــآبـــ نکـــن! @mehrnaz

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﻟﺒﺸﻮﻥ نوه ی همون ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍیی هستن ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮنو ﺗﺎ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻ..!

بابک...
بابک...

بانوان پاسخگو باشن لدفن : زير مقنعه يه كليپس اندازه يه خوشه مــــوز ميذارن .. لب هارو بزرگ كه چه عرض كنم ؛ اندازه ايزوگام ميكنن .. ابرو از بين ميره تبديل به موكت ميشه .. موژه هارو بلند ميكنن تا به ابرو برسه .. چشم ها اندازه پرژكتور استاديوم آزادي .. لپ يا همون گونه از بين ميره يه تپه بجاش ميكارن .. به بقيه جاها كار نداريم فقط شما كه انقدر دوس داريد برآمده باشيد چرا دماغ رو عمل ميكنيد ؟! خب اون كه اندازه يه گلابي داره خودنمايي ميكنه چيكارش داريد خب ؟!

بابک...
بابک...

اصلا هر کی تلنگر بزنه خره........

بابک...
بابک...

چشم هايش سبزِ "يواش" است! انگار لاك پشتي پير در تقويمِ نگاهش بهار را كول كرده است و به آرامي فصل را قدم مي زند...!

بابک...
بابک...

مرد از زن خیلی تنهاتره ! مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد ! مرد موهاش بلند نیست که توی بی کسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همه دنیا ! مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی بشه ! مرد حتی درداشو اشک که نه ، یه اخمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش ! یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : “میم … مثلِ مرد !”

بابک...
بابک...

چهـــار فصل کامل نیست ! هـوای تـو هـوای دیگری ستـــ...

بابک...
بابک...

بـرگـرد و از اول بــــرو . . . چشمـانـم پـر از اشک بــود ؛ واضـح نـدیـدمت ، بــــاورم نشــــد. . . !!

بابک...
بابک...

یکی از عجیب ترین فانتزیام اینکه برم تو گونی گچ بگوزم غبار شه بعد توش محو شم

بابک...
بابک...

عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست ، پرسیدند : کجا میروی؟ گفت : می روم با آتش ، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم ، تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم

بابک...
بابک...

یکی از اصحاب از شيخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد كه مست كننده نيست، پس برای چه آن را می‌نوشند؟ شيخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اكسيدانش !!! (الاسرار فی الخوراکی)]

بابک...
بابک...

مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و بگفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید. شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟ عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده. شیخ فرمود : چیزی نیست، یحتمل بعد از اخبار BBC، اخبار 20:30 بدیده ای. و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.

بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ ناودانها شر شر باران بی صبری است آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابری است کفشهایی منتظر در چارچوب در کوله باری مختصر لبریز بی صبری است پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد در تب دردی که مثل زندگی جبری است و سرانگشتی به روی شیشه های مات بار دیگر می نویسد : " خانه ام ابری است " ...

بابک...
بابک...

فانتزی من اینه که خسته نشم از این لبخندای اجباری از این دنیایی که توش هی باج دادیم !!