بابک...
دیـگر بغـضم در چشمانـم گـیر مـی کـند ، نگـاهم در صدایـم ، اشک در گلویم، مـن که گفته بودم آدم نمی شوم ..
بابک...
یك روز می بوسمت ! فوقش خدا منو می بره جهنم ! فوقش می شم ابلیس ! آنوقت تو هم به خاطر این كه یك ابلیس تو را بوسیده ، جهنمی می شی ! جهنم كه اومدی ، من اونجا پیدات می كنم و دور از چشم خدا هر روز می بوسمت ! وای خدا چه بهشتی میشه جهنم...
بابک...
دلم شور می زنه می ترسم صبح که از خواب بیدار شدم از قاب عکست هم رفته باشی از تو بعید نیست !
بابک...
دل من قفس می خواهد این روزها زیادی ولگرد شده... مدام حوالی احساس تو می پلکد... یکی از همین روزها حبسش خواهم کرد...می بینی...
بابک...
مشترک پر مصرف ، چراغ یادت همیشه تو دل من روشنه ، حتی در ساعات اوج مصرف...
بابک...
حبابها را دوست دارم با تو صادق هستند میتوانی آن طرفشان را ببینی دلشان هم برای تو میترکد وقتی غصه داری... حباب نباش ولی دل داشته باش
بابک...
کوه نیستی ، اما صدایت که می زنم شعر و شور و عشق به من باز می گردد . .
بابک...
بــرای ِعوض کـردن ِ دنـیـا نیازی به خواندن ِ روزنامه های ِ سیاسی نیست ! نیازی به تغییر ِ كابینه و رییس ِ جمهور و هیات ِ دولت نیست ! ... و نیازی به تجمّعات ِ بیش از دو نفر نیست ! گاهی تنـــها دو نــــفر مـی تــوانـــند تمـــــام ِ دنــــــیـا را پشت ِ میز ِ كافه ای مثـل ِ یك حبّـه قــند در فـنــجــانی چـــای ، به هـــم بـــزنــند !!
بابک...
عزیز دلم تو هنوز با تمام نبودنت تنها پناهگاه من از این آدمهایـے ...
بابک...
به مامانم میگم تو غذاها از “سیر” هم استفاده کن خیلی فایده داره میکروبها رو می کشه.میگه نه ریسکه میگم چرا میگه اخه میکروب کشه ممکنه تو و داداشت هم بمیرین!! یعنی من و داداشم میکروبیم!! مامان دلسوزه من دارم؟؟؟
بابک...
امروزمامانم خیلی عجله داشت میخواست شماره مامان بزرگمو (مادرشوهرش)بگیره به من گفت شماره مامان بزرگت رو ازدفتر تلفن بخون عجله دارم هرچی میگشتم پیدا نمیکردم اومده دفترچه رو ازم گرفته میگه مگه کوری به این بزرگی نشتم خانم قدقد نمیبینی یعنی مادرشوهر دوستیش منو کشته فک و فامیله داریم ؟
بابک...
نیوتوטּ اگر جآذبہ رآ مـﮯ فهمیـב،معشوقہ اش בر בفتر خآطرآتش نمـﮯ نوشتــ : اشڪ هآﮮ مـטּ هم روﮮ زمیـטּ افتآב امآ تـو سیبــ رآ ترجیح בآבﮮ...!
بابک...
خدایــــــــــــــا یا خیلی برگردون عقب ، یاببر جلــــــــــــــــو.........!!!!! اینجای زندگی ، دلم خیلی گرفته............
بابک...
همیشه با کسے دردُ دل کنید که دو چیز داشته باشد یکے درد دیگرے دل ! غیر از این باشد به تو مےخندد . ..
بابک...
تو به اندازه ی آخرین جرعه ی گیلاست برای من بودی و من اندازه ی یک سیگار... باش تا همیشه لیوانت را پر نگه دارم و تو سیگارهایم را... تو مست میشوی و من دود... تو بار دیگر عاقل خواهی شد ولی من خاکستر .....