دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

وقتی کودک بی سر پرستی در خواب میبینی مبادا بیدارش کنی شاید خواب پدر مادر را ببیند

بابک...
بابک...

دُنـبـال ِ کَـلاغـیْ می گـردَم ، تا قـآرقـآرَش رآ بـه فـال ِ نـیـکْ بـگیـرَم ، وقـتـی… قآصـِدَکـْ ـهـا هـمـه لال انـد

بابک...
بابک...

داشتم به دوستم اس ام اس میدادم تو حال خودم بودم یهو بابام به شوخی گفت داری به کی اس ام اس میدی شیطون منم خیلی رک و صریح گفتم عمت!!!. . . . . . . . . از بیان ادامه داستان معذورم...!!

بابک...
بابک...

بچه خواهرم 8 سالشه اومده میگه دايــي جــــون ؟! میگم : بله ! میگه همین کارا رو میکنی که هنوز نتونستی یه دافـــــي شـاخ داشته باشی ، وقتی اسمتو صدا میکنن بایـد بگی جـــووووونم عزیــــزم !!

بابک...
بابک...

پشه داشت خونمو میخورد منم داشتم نگاش میکردم اصن به رو خودم نیاوردم! گفتم تیریپ روشن فکری بیایم شاید خجالت بکشه وقتی خورد بره دیگه برنگرده ... اما رفت با دوستش اومد ...! احتمالا به دوستش گفته بیا یه کیس پیدا کردم خیلی اسگوله میبینه داری خونشو میخوری ولی هیچی نمیگه !!

بابک...
بابک...

از من فاصله بگير .... هر بار که به من نزديک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت از من فاصله بگير .... خسته ام از اميدهای کوتاه ... !!!

بابک...
بابک...

روزی شيخ به همراه مریدان نزد انیشتین آمدند، شیخ فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله. شيخ فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. شيخ فرمود پس چرا می‌گویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا به دین مبین اسلام روی آورد! مریدان که این صحنه را دیدند خشتک های خود طبق عادت را پاره کرده و تن به صحرا زدند.

بابک...
بابک...

جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . .. . جایی که فقط میخوای یکی باشه یکی بمونه نره ، واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام …..! … تو کجایی ؟

بابک...
بابک...

دختره نوشته: دلم برای یک نفر تنگ است....نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند...حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....رنگ موهایش را نمی دانم....لبخندش را هم ندیده ام....فقط میدانم که باید باشد و نیست......! خب یه باره بگو: یکی بیاد منو بگیره، من شوهر میخوام!

بابک...
بابک...

کتابی را می‌خوانم که تو خوانده‌ای چه لذتی می‌برد کودکی که دوچرخه‌ی دوستش را دزدیده و چه دلهره‌ای دارد که می‌داند کوچه بن‌بست است.

بابک...
بابک...

نگران شب هایم نباش … “تنها” نیستم … “بالشم” … “هق هق سکوتم” … “قرص هایم” … … “پاکت سیگارم” … … “لرزش دستانم” … همه هستن

بابک...
بابک...

بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط !!! وقـتی می دانـد درختـــــــــــ عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد ... پاییز بهانه بود ...

بابک...
بابک...

زن که سیگار میکشد یعنی یک تناقض پر معنی: ......روحی ظریف ...با زخمی مردانه............

بابک...
بابک...

مطابق اخبار صدا و سیما،اروپا الان در فقر مطلق،بحران اقتصادی و سوتغذیه قرار داره. این جام ملتها هم که می‌بینید با وام موسسه ثامن الائمه برگزار میشه

بابک...
بابک...

روغنی که از لقمه ی کوکو میریزه رو دستت از دمپایی خیس تو توالت بدتره !!!