دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در Coma

بعضی‌ زخمها هستن که روش مهر استاندارد خورده ... با اونا کاری نداشته باشید ، بدترمیشه...!!!

بابک...
بابک...
در Coma

خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند، عظمت عشق تو را نمی شناسم. فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد .

بابک...
بابک...
در Coma

کنون چه کنم با خطای دلم!!!؟

بابک...
بابک...

از جداییمان برای هرکسی که گفتم .... حق را به من داد ! اما .... اینها نمی دانند من حق را نمیخواهم ، حق که برای من" تو" نمی شود ... !!!

بابک...
بابک...

موندم چرا آدمای هوسباز همیشه دست میذارن رو آدمای وفادار ؟ ! خب برن یکی مثل خودشون پیدا کنن.

بابک...
بابک...

من واقعا به مامان و بابام حسودیم میشه !چون من هیچوقت نمیتونم بچه ای به باحالیه بچه ی اونا داشته باشم

بابک...
بابک...

سر کلاس تنظیم خانواده استاد گفت کسی اینجا متاهله؟یکی گفت من.همه جوری برگشتن. نگاش کردن در این حد که طرف گفت خب باشه طلاقش میدم

بابک...
بابک...

میازار موری که دانه کش است!در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!می توانید بیازارید...

بابک...
بابک...

فقط یه پسرایرانی تو دنبالر میتونه ششصدتا ابجی داشته باشه.. این رابطه برادر خواهریو کی اختراع کرد..به عمش سلام برسونین...

بابک...
بابک...

رو حرف آدمایی که تازه از خواب پا شدن حساب نکنین هنوز ویندوزاشون درست بالا نیومده یه چیزی واسه خودشون میگن !!!

بابک...
بابک...
در Coma

کاش میدانستم.............................................................به چه می اندیشی؟؟؟؟؟؟ که چنین گاه به گاه میسرایی بر چشم ........................غزل داغ نگاه ! میسرایی از لب ....................شعر مستانه ی آه ! راز زیبایی مژگان سیاه در همین قطره ی لغزنده ی غم..........پنهان است و سرودن از تو با صراحت..........................بی ترس...............باز هم کتمان است

بابک...
بابک...

کوتاه ترین داستان دنیا . . . . . . . . . . . . . . . روزی روزگاری خدا ما را آفرید ، تا آدم باشیم قصه ما به سر رسید . خدا به خواستش نرسید

بابک...
بابک...

مثـل ِ سـاقـه ی گیــاهـی تُـــرد گــره ام بــزنـــید بـه چـــوبـی ، چـــیـزی ! تـــرسـیـده ام ! مُـــدام بـــاد مـی آیـــد !!

بابک...
بابک...
در Coma

حواسَت به دلت باشد آن را هرجایی نگذار ... این روزها دل را می دزدند بعد که به دردشان نخورد جایِ صندوقِ پست آن را در سطل آشغال می اندازند و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد دیگر دل نمی شود......................

بابک...
بابک...
در Coma

آدمهای کنارم مثل جمعه می‌مانند .... معلوم نمی‌کند "فــــــرد" هستند یا " زوج " ... پر از ابهامند ... !!!