بابک...
اوج دلتنگی اوج دلتنگی وقتیه که نه میتونی صداشو بشنوی، نه میتونی ببینش، فقط باید به عکسی که تو دستت گذاشته نگاه کنی. . .
بابک...
گمان میکردم قانع باشی, و به شکستن دلم اکتفا کنی! نه اینکه فستیوالی از دروغ به راه بیندازی و در آخر بگویی: میروم تا اذیت نشوی....
بابک...
شبیه شماره ای تنها... روی گوشی تلفن همراه... نه نامی... نه نشانی... مدتهاست من یک تماس از دست رفته ام...
بابک...
جهــان سوم جـاییست کـــه به جای ایمــیل از واژه پست الکتــرونیکـی استفاده میشود کـه هم پست هم الکـــترونیک
بابک...
داربزن...خاطرات کسی رو که دورت زده،حالم خوب است،اماگذشته ام دردمیکند....
بابک...
به سلامتی اونایی که از هر انگشتشون یه هنر میریزه... میرنجونن... میسوزونن... میشکونن... له میکنن... نابود میکنن... و به سلامتی اونایی که جز دوس داشتن این موجودات هنرمند باهمه وجودشون هیچ هنر دیگه ای ندارن.
بابک...
حتی لوک خوش شانس هم همیشه آخرش تنهایی سمت غروب میرفت با اینکه لوک بود با اینکه خوش شانس بود....
بابک...
شاخه باریشه خودحس غریبی دارد،باغ امسال چه پاییزعجیبی دارد،غنچه شوقی به شکوفاشدنش نیست دگر،باخبرگشته که دنیاچه فریبی دارد،خاک کم آب شده مثل کویری تشنه،شایدازجای دگرمزرعه شیبی دارد ،سیب هرسال دراین فصل شکوفامیشد،باغبان کرده فراموش که سیبی دارد...
بابک...
حـقـیـقـت دارد ! کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت ! آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر !!!
بابک...
چشم های تو گل آفتابگردانند ... به هرکجا که بنگری خدا آنجاست. ...........

14 سال و 2 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبلجالب بود
14 سال و 2 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط آندروید