بابک...
من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن......................
بابک...
شده تا به حال مدام بهتون بگن خیلی مهربونی...خیلی مهربونی؟؟؟ بعدش شما احساس کنید دارن میگن: خیلی خری....خیلی خری...
بابک...
به یک معتاد نیازمندم ، جهت کشیدن دردهایم ...
بابک...
میان عیــــن و الف و شیــــن و قاف عقلم را میجویم آزادیــــم را شــــادیم را و قــــدرت و غــــرورم را آری اینــــها از من گرفته شدند عاشــــق شده است قــــلب ســــاده ام...
بابک...
چقدرسنگين است تکليف زندگي بي تو....
بابک...
کاش....بودی.....تا من هم چیزی برای از دست دادن داشتم....
بابک...
به من قول بده!! در تمام سالهای باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی.... دیگر من نیستم که یاد آوری کنم...
بابک...
پیشانیت را بوسیدم... اما تو بگذار به حساب لبهایت . . . و شرم من !
بابک...
راست می گویند که چه دلت بخواهد ..چه نخواهد... بیشتر وقتها خــدا دلش نمی خواهد.....
بابک...
سهم من از بودن تو حتی یک دل سیر دیدنت هم نشد!
بابک...
به یک شرمنده ام اکتفا میکنی......کصافط@
بابک...
لیوان بعدی: قرص های حل شده در سم باور بکن از هیچ چی دیگر نمی ترسم پشت ِ سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و… نخواهی بود @
بابک...
عکس تو دست از سر من بر نمیدارد عکس تو بر عکس دست تو...@