بابک...
برای بعضـــی درد هـا نه میتوان گریــــــه کرد نه میتوان فریاد زد برای بعضـــی دردـها فقـــط میتوان نگـــاه کرد و بی صـــــدا شکست .
بابک...
نـام ِ بلندتــریـن بُــرج ِ دنـــیا ، بُــرج ِ زهـــر ِمـــار است ! کـه گـــاهـی انســانـــها .. بـــرای ِ دیگـــران میــسازنـــد !!!
بابک...
فردا که کوهها همه سیمرغ می شوند پر می کشد زمین خدا ، فکر بال باش ...
بابک...
تقویم روزهایم شکسته و گم است ، بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است !
بابک...
خبری داشت از تو قاصدکی گردبادی سؤال پیچش کرد ...
بابک...
دلم دل نیست دریا نیست مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد نه میل زیستن دارد نه می میرد...
بابک...
به خودم قول میدهم كه گذشته را فراموش كنم ! وقتی صبح می شود گذشته را كه نه .... ولی ! قولم را فراموش می كنم ...!
بابک...
نــــه چشمانم شور نبود ... اگر آخر کارم ندامــــت شد ، دست هایم بی نمک بود ...
بابک...
پـــــــــــرواز را تمرین کن... این بار تو آن پرنده رفتنی باش ... بگذار آنها پروازت را به خاطر بسپارند .
بابک...
مــن تنهایی ام را با پرندههایِ ایوان ... با دو خط شعرِ شاملو ... با ابرهایِ نمناکِ آسمان ... با غزلی از حافظ - به همین سادگی- به سر میکنم ...
بابک...
حالا که رفته ای هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد فقط من ذره ذره ایوب می شوم ...
بابک...
باور کنید زندگی آدم گاهی لَنگ می شود ... لنگ کمی دلگرمی !! فقط کمی ...
بابک...
پس از این حرف دلم را به چمن خواهم گفت به نسیم و به بهار نه دلم می شکند نه دلی می شکنم فوقش این دل من تنها خواهد ماند این همه سال که خو کرده ی تنهایی خود بود چه شد؟؟ باز هم می گذرد ...
بابک...
عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید، ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است ...@
بابک...
بهار@تو همان شقایق معروف شعر خوب سهرابی تا تو هستی زندگی باید کرد....