♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخوان فنجانم را من دیگر دلهره ای ندارم از حادثه ببین ! تنم باران حادثه هاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نپرس چرا سلام ات همیشه خیس است آخرخانه ی ما از وقتی تو رفته ای سقف ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید سکوت کرد...همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! دلم آرامشی می خواهد از جنس خودت لطیف بی ریا هم ترانه و ابدی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرگ از بین این همه گوسفند فقط چوپانی را خورد که راست می گفت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از همه ی دنیا می خواهم ،دست از سرم بردارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پيچ موهاي تو جايي براي دلدادگي بود حالا مي توان به وسعت موهايي كه نيستند بي پيچ و تاب ساده و بي تكلف برايت جان داد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قاصدك دست جاده را نخوانده بود تا به بادهاي هرزه تن ندهد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .