♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نشسته بودیم زیر نور ماه. من و سایه ام . ابر آمد. باران شدم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اینجا کلی دلتنگی برایت قورت داده ام ...کلی مرد شده ام ..بیا ببین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد است این اتاق این بازوان این من بی نفس هایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معنی ِ خوب ِ بودن را برایم ترجمه خواهد کرد . .. چایی که مقابل چشمان ِ تو نوشیده شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک کافه تنها وسط شهری شلوغ ! میز ِ دو نفره دو صندلی با جای خالی آدم هاش جا سیگاری رژلب ماسیده بر سیگارهاش....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طلوع نکردی امروز روز در من.... نگاهم کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمی نزدیک تر بیا ضربان قلبت را نمی شنود هنوز گوش هایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرمزی انار ها همه ،از خونِ دل من است و انتظار ،طعمِ گس اش را نصیب خرمالو های بی گناه کرده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غمگینم..............."حافظ ایمانی"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو دست هایم بوی تردید می گیرد بیا و یقین ببخش به دست های تردیدی ام
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .