♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قهوه ام را شیرین کن! آنروزها که تلخ میخوردم روزگارم شیرین بود..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم برای خوردن بسیار دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حافظ از مادر گیتی "به چه طالع زاده ست؟" طایر گلشنِ قدس "اندر این دامگه حادثه چون افتاده ست؟"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که تک درختم سوخت بگذار جنگل هم بسوزد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به همه بگو از سنگم ... مردم این زمانه فقط دنبال شکستنند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .