♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جادّه های آمدنت همیشه مسدود است هزار چم چالوس...کوه های آرزو ریزش می کنند تونل های رابطه بسته می شوند سیل غم پل ها را می برد و بهمن انتظار بر سرم آوار می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست کشم را تن می کنم دلم خنده اش می گیرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم دریائی ستــــــــــــــــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از هوای تو گردباد می چینم...کنار خزر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را جای تو می گذارم افسوس که دیگر باد نامه هایم را باز نمی آرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب های من پر از پیراهن توست آویخته بر شانه های گل عریان چو گلاب در آغوش گل چه می کنی ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای تو شعر ست و با هر غزل دلم بوسه ای می شود لبت را ورق می زند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .