♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمع !... غروب می کند در نگاه پروانه صفتم آرام شاهدی نیست برای گریه های تلخم جز شب آه !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روبروی آینه تکه تکه دل،شکسته است غوطه ور درنسیم خیال چشمهایم بسته است می رقصد قلم بر آینه در کنار من!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم کن بگذار ایمان بیاورداین کافرمطرود به رسالت چشمهایت این بار که معجزه می کند مسیح....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش !... فریادها را ذخیره می کردیم در سیلوی حنجره هامان جای بغض برای سالهای قحطی آرزو !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از ... رفتار دستت با گل سرخ دانستم ... عشق را می شناسی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی ... احساس می کنم یک نفر یک جا مرا می داند مرا می فهمد امّا ... نمی آید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ... که نیشم می زند پاد زهر یاد تو نجاتم می دهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا ... به کیش تو مرتد کن دلم ... آغوش می خواهد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .