♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخر یادگارت از من ، سينه و محراب و جانماز ...یادگارم از تو .... صبر كن هق هقم ... هنوز مانده ي برقرار ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاي هياهوي زمان حرف ها را دانه دانه بند تسبيح مي كنم تو شعر مي شوي و فروردين من از مرداد آغاز مي شود !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنده از نگاهم جا مانده زیر وعده های خیس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمدم به بهار تکیه کنم اما در من نه رویشی مانده و نه ریزشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سطر سطر زندگیم با خط زیبای سکوت نوشته شد....امان از هنگامیکه حرمت سکوتی که خودت درست کردی بشکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی پای رفـــتـــن لــنـــگ اســــــــت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنگامي كه، از زمان اجازه خواستم، تا فراموشش كنم، وقت داد... يك ساعت؛ زمان كوتاهي ست، ولي نه براي مردن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژهای تکراری من دیگر یخ بسته اند، در ذهن آشفته...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرت یک عمر من... آرزوهای نارس بود بر درخت بی بهار ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آغوش مرداب گم شده یک ماه و نفس های ترک خورده از سراب شهر خشک می شوند میان تاریکی حرفها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت مدال افتخاریست بر قامت رعنای مرگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با دو انگشتم نبض زير گلو و مچ دستم را گرفتم با كمال وقاحت همچنان مي زد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .