♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس گیر است..نبودنت مخاطب بی خبر!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کم کم می پذیرم چوپان رمه ما را را گرگ برده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر دیر آمدی که نامه هایم کبوتر به کبوتر در مسیر آسمان شعر شد شعرهایم کلاغ به کلاغ از توت فرنگی تا پرتقال حرف مردم شد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بركه ي كه آبستن ماه بود معلق بي انتها عريان ... .... عبور كردم چون تندري از شب شايد ابديت ، زيباست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتاقم پر شده از هواي ترديد در هياهوي زيستن...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .